تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و أمّا في الصورة الثانية : فلا تجب الإعادة على من صلّى جالسا في أوّل الوقت ثمّ تجدّدت له القدرة قبل خروجه [ أي خروج الوقت ] ، و ذلك ؛ لأنّ صلاة الجالس التي أدّاها قد تعلّق بها الأمر بحسب الفرض ، و هذا الأمر ليس تعيينيّا ؛ لأنّه لو لم يصلّ من جلوس في أوّل الوقت و صلّى من قيام في آخر الوقت لكفاه ذلك بلا إشكال ، فهو إذن أمر تخييريّ بين الصلاة الاضطراريّة في حال العجز و الصلاة الاختياريّة في حال القدرة ، و لو وجبت الإعادة [ على المصلّي جالسا في أوّل الوقت ] لكان معنى هذا أنّ التخيير لا يكون بين هذه الصلاة و تلك ، بل بين أن يجمع بين الصلاتين [ أي يصلّي في أوّل الوقت جالسا ، و يعيدها
شرح
نيست ؛ چون امر اضطرارى از اول مقيد به عدم تجدد قدرت است . ] اما در صورت دوم [ ، كه عاجز دوباره قادر مىشود ، در اين صورت يا تجدد قدرت در داخل وقت است و يا در خارج وقت . معروف ميان فقها آن است كه امتثال امر اضطرارى در اين صورت مجزى است ؛ يعنى اعاده در وقت و قضا در خارج وقت واجب نيست و استاد شهيد در اينجا تنها به فرض حصول قدرت در داخل وقت اشاره مىكند و مىفرمايد : اما در صورت دوم ، ] پس آن كسى كه در اول وقت نشسته نماز گزارد و سپس براى او قبل از خروج وقت قدرت پيدا شد ، اعادهء نماز بر او واجب نيست ؛ زيرا نمازى كه به طور نشسته اين شخص خوانده است ، به حسب فرض ، امر [ اضطرارى ] بدان تعلق گرفته است و اين امر تعيينى نيست ؛ چون اگر مكلف به طور نشسته در اول وقت نماز نمىگزارد و در آخر وقت ايستاده نماز به جاى مىآورد البته و بدون هيچ شكى او را كافى بود [ و در نهايت وظيفهء مقرر خويش را انجام داده بود ] . پس در اين حال [ بايد گفت ] امر اضطرارى به نماز نشسته در اول وقت ، امر تخييرى است ؛ تخيير ميان نماز اضطرارى در حال عجز و نماز اختيارى در حال قدرت . و اگر اعادهء نماز [ براى كسى كه امر اضطرارى را در اول وقت آورده است ] واجب بود ، معنايش چنين مىشد كه تخيير ميان اين نماز و آن نماز در كار نيست ، بلكه تخيير است ميان آنكه