و هذان الأمران ليسا قيدين في حكم المجعول ، و إنّما تنتهي بهما فاعليّة هذا الحكم و محرّكيّته [ ، و على هذا الأساس قالوا بأنّه لا يجوز تبديل الامتثال بالامتثال ] .
و منها : الإتيان بكلّ فعل جعله الشارع مسقطا للوجوب بأنّ أخذ عدمه
شرح
مىآيد . البته در باب وجوب قضا و اين كه آيا به امر اول است يا به امر جديد ، تفصيلاتى است كه اينجا محل ذكر آن نيست ؛ ولى بايد توجه داشت كه عصيان در هر امرى به حسب همان امر است ] .
و اين دو امر [ ، يعنى اتيان متعلّق و عصيان آن ] قيد حكم مجعول نيستند [ ؛ يعنى چنانكه مثلا وجوب حج و فعليت آن مقيد به عدم فقر و وجود استطاعت مالى است نمىتوان گفت وجوب حج در اين سال مقيد به انجام ندادن آن در سال گذشته است ؛ ] بلكه در واقع فاعليت اين حكم و محركيت آن به سبب اتيان و يا عصيان به پايان مىرسد .
[ مثلا كسى كه نماز ظهر خويش را در وقت معين خواند ديگر غرض مولى را برآورده ساخت و نيز كسى كه در تمام وقت نماز را ترك كرد ، ديگر خطاب « صلّ » نسبت به او محركيت ندارد و مولى او را رها مىكند و عقابش را به روز جزا مىگذارد . بر اين اساس ديگر معنا ندارد انسان بعد از انجام دادن نماز بار ديگر همان نماز را تكرار كند .
بله اگر مىبينيم دستور داده شده است نمازگزارى كه نماز خويش را فرادى خوانده بود بار ديگر به جماعت بخواند ، نه از اين بابت است كه داعويت و محركيت امر اول باقى است و نه از اين بابت كه امتثال ، به نماز دوم صدق مىكند ؛ بلكه تكرار نماز به جماعت ، مستحب و براى كسب ثواب بيشتر است . از اين مسئله در لسان اصوليون تعبير مىشود به : « تبديل الامتثال بالامتثال » . ]
از جملهء مسقطات حكم ، اتيان هر عملى است كه شارع آن را مسقط وجوب قرار داده است ؛ بدين گونه كه عدم آن عمل به عنوان قيدى براى بقاى وجوب مجعول اخذ