[ لا طريقي ] على طبق البلوغ ، فيكون بلوغ استحباب الفعل عنوانا ثانويّا له [ أي للفعل ] يستدعي ثبوت استحباب واقعيّ بهذا العنوان [ غير ذلك الاستحباب الواقعي المحتمل و إن كان مشابها له ] .
الثالث : أن تكون إرشادا إلى حكم العقل بحسن الاحتياط و استحقاق المحتاط للثواب [ و هذا الاحتمال لا يتضمّن جعل الحكم ، كما لا يتضمن إعمال المولوية بوجه ] .
شرح
[ نه در مقام انشاى استحباب ظاهرى طريقى ، بدين معنا كه اين استحباب ظاهرى نيست تا راهى باشد براى تنجيز همان استحباب واقعى محتمل - كه خبر ضعيف دلالت برآن دارد - بلكه استحباب واقعى جديدى است كه بستگى به عنوان بلوغ دارد ؛ مثلا اگر براى روزه گرفتن در روز نيمه رجب ثواب انجام يك حج به انسان برسد و روزه بگيرد ، چه اين وعدهء ثواب واقعا از جانب معصوم باشد يا نه ، درهرصورت چون خبرش به انسان رسيده است ، خداوند اين عمل را يعنى روزه نيمه رجب را مستحب و داراى چنان ثوابى قرار مىدهد . ] بنابراين بلوغ استحباب فعل ، عنوان ثانوى براى فعل است كه اقتضا مىكند استحبابى واقعى به اين عنوان ثابت گردد . [ توضيح آنكه روزهء نيمه رجب به عنوان اولى يعنى به ملاحظه ذات عمل ، ممكن است مستحب و داراى چنان ثوابى باشد و ممكن است نباشد ، ولى به عنوان ثانوى يعنى به ملاحظه آنكه خبرى دالّ بر ثواب انجام آن به ما رسيده است ، به اين عنوان مستحب و داراى چنان ثوابى مىشود .
اين استحباب و ثواب ، غير از آن استحباب ثوابى است كه ممكن است در واقع براى ذات عمل ثابت باشد ، هرچند مشابه همان است . ]