خلاصه مطالب گذشته
1 . اگر مدرك حجيت خبر واحد مفهوم آيهء نبأ باشد ، تنها خبر عادل حجت خواهد بود و اگر مدرك حجيت روايات و سيره باشد ، خبر شخص ثقه حجت خواهد بود ؛ هرچند از جهات ديگر عادل نباشد .
2 . اگر خبر ثقه حجت گردد ، وثاقت راوى يا موضوعيت دارد يا طريقيت . در صورت اول حتى اگر قراينى بر كذب خبر باشد ، باز هم خبر ثقه حجت خواهد بود ، ولى در صورت دوم از حجيت ساقط مىگردد .
3 . اعراض قدما از عمل به خبر ثقه ، قرينه بر كذب آن است و حجيت يا عدم حجيت خبر ثقه در صورت وجود چنين قرينهاى ، مبتنى بر دو صورتى است كه در بالا بدان اشاره شد .
4 . خبر غير ثقه در صورتى كه قرينهاى بر صدق آن داشته باشيم ، يا آن قرينه مفيد اطمينان شخصى است يا مفيد ظنّ . در صورت اول حجيت خبر غير ثقه بر پايه حجيت اطمينان استوار مىگردد و در صورت دوم يا وثاقت راوى مناط حجيت بر وجه موضوعيت است ( در اين صورت خبر حجت نخواهد بود ) و يا وثاقت راوى مناط حجيت است از آن رو كه سبب وثوق به مضمون خبر است و در صورت دوم يا به گونهاى است كه سبب و مسبب هر دو در حجيت دخيلند ( كه در اين صورت خبر حجت نخواهد بود ) و يا به گونهاى است كه اين سبب تنها معرّف براى وثوق به شمار مىآيد ( كه در اين صورت خبر حجت خواهد بود ) .
5 . مسألهء انجبار خبر ضعيف به عمل مشهور از قدما ، مبتنى بر فرضهاى سهگانه در بحث فوق است ؛ زيرا عمل مشهور قرينه بر صدق چنين خبرى است .
6 . حجيت خبر ثقه به لحاظ مروى محدود به آن است كه خبر ثقه خبر حسى باشد نه حدسى ؛ همچنين با دليل قطعى مخالف نباشد .