يكون افتراض تطابق مصالح المخبرين جميعا [ في الكذب ] بتلك الدرجة من الدّقة رغم اختلاف أحوالهم و أوضاعهم أبعد في منطق حساب الاحتمالات .
و كما تدخل خصائص المخبرين من الناحية الكميّة و الكيفيّة في تقييم الاحتمال [ و سرعة حصول العلم أو بطئه ] ، كذلك تدخل خصائص المخبر عنه - أي مفاد الخبر - و هي على نحوين : خصائص عامّة ، و خصائص نسبيّة .
شرح
لشكر كفر را كشت و ديگرى گويد در جنگ احد به تنهايى مقابل صدها نفر شمشير مىزد و ديگرى گويد در جنگ خندق عمرو بن عبد ود را كشت . اين سه خبر به دلالت التزامى بر شجاعت آن حضرت دلالت دارند ، هرچند هيچيك از اين مخبرين به آن تصريح نكردهاند . بدين ترتيب ملاحظه مىكنيد كه محور اشتراك ميان مخبرين كم و زياد مىشود ؛ به معناى آنكه محور اشتراك گاه يك امر كلى ميان چند چيز و گاه جزيى و مشخص است . ] و هرچه محور اشتراك مشخصتر باشد ، حصول تواترى كه موجب يقين است ، به حساب احتمالات سريعتر خواهد بود . زيرا فرض تطابق مصالح همه مخبرين به آن درجه از دقت [ كه براى ساختن دروغى از روى مصلحت مشترك ميان خودشان ، همه تبانى كرده باشند و مطلبى را بدون كم و كاست و بدون هيچ اختلافى حتى در لفظ نقل كرده باشند ، ] به رغم اختلاف احوال و اوضاع آنها [ كه مثلا يكى ايرانى و محب على عليه السّلام و ديگرى از يمن و بىتفاوت و سومى اهل مكه و از معاندين على عليه السّلام بود ، ولى همه نقل كردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم فرمود :
« من كنت مولاه فهذا على مولاه » ] در منطق حساب احتمالات بعيدتر خواهد بود .
[ به خلاف تواتر اجمالى كه در آنجا احتمال كذب همه مخبرين ديرتر زائل خواهد شد و براى حصول علم به صدق قضيه ، تعداد بيشترى از مخبرين بايد خبر دهند . پس نوع تواتر نيز در حصول علم دخيل است . ]
چنان كه خصايص مخبرين از نظر كمى و كيفى در ارزشگذارى احتمال دخالت دارد ، همچنان خصايص مخبر عنه يعنى مفاد خبر [ نيز ] دخيل است . اين خصايص بر دو گونه