الإخبار عن محور واحد ، تضاءل [ أي تصاغر ] احتمال المخالفة للواقع ؛ لأنّ احتمال الخطأ أو تعمّد الكذب في كلّ مخبر بصورة مستقلّة [ أي بدون لحاظ سائر المخبرين ] إذا كان موجودا بدرجة ما ، فاحتمال الخطأ أو تعمّد الكذب في مخبرين عن واقعة واحدة معا أقل درجة ؛ لأنّ درجة احتمال ذلك [ أي خطأ المخبرين ] ناتج ضرب قيمة احتمال الكذب في أحد المخبرين بقيمة احتماله [ أي احتمال الكذب ] في المخبر الآخر .
شرح
درك نشده است ، بلكه مفتى با استدلال و اجتهاد به آن رسيده است و اين همان فتواست ] ، از اين نظر كه خبر است ، دربارهء او احتمال موافقت با واقع يا مخالفت با واقع داده مىشود احتمال مخالفت براساس احتمال خطا در مخبر يا براساس احتمال تعمّد كذب به خاطر مصلحتى - كه مخبر را به مخفى داشتن حقيقت وامىدارد - استوار است .
بنابراين هرگاه از يك محور خاص خبر دادن متعدد شود ، احتمال مخالفت با واقع ضعيف مىشود ؛ زيرا احتمال خطا يا تعمّد كذب در هر مخبرى به صورت مستقل [ يعنى به ملاحظه خودش و با صرفنظر از ديگر مخبرين ] هرگاه به اندازه معينى وجود داشته باشد [ مثلا در حد 50 % ] پس احتمال خطا يا تعمّد كذب در دو مخبر كه باهم از يك واقعه خبر مىدهند به اندازه كمترى خواهد بود [ چون بايد فرض كنيم هر دو مخبر تبانى بر كذب داشتهاند و مصلحت خاصى هر دو را به دروغگويى وادار كرده باشد .
هرچه تعداد مخبرين اضافه شود ، اجتماع مصالح آنها بر كذب بعيدتر خواهد بود . اما در جانب صدق قضيه لازم نيست همه باهم و براساس مصلحت مشتركى راست گفته باشند ، بلكه صدق يكى كافى در صدق قضيه است . ازاينرو براى تعيين ارزش احتمالى قضيه نبايد ارزش احتمالى صدق هركدام را در ارزش احتمالى صدق ديگرى ضرب كنيم ، بلكه تنها بايد ارزش احتمالى كذب هركدام را در ارزش احتمالى كذب ديگرى ضرب كنيم كه در نتيجه ارزش احتمالى كذب مجموع مخبرين رفتهرفته كاهش مىيابد ، ] زيرا اندازهء احتمال خطا يا تعمّد كذب [ در دو مخبر ] نتيجهء ضرب ارزش