الإحراز تكرار صدور العمل من المعصوم ، أو مواظبته عليه [ أي مواظبة المعصوم على العمل ] مع كونه [ أي مع كون العمل ] من الأعمال التي لا يقتضي الطبع تكرارها و المواظبة عليها [ مثل القيام في أواخر الليل ] .
و هل يدلّ الفعل على عدم كونه مرجوحا ، إمّا مطلقا [ أي سواء تكرّر صدوره أم لا ] ، و إمّا في حالة تكرار صدوره من المعصوم ، أو لا يدلّ [ الفعل ] على أكثر ممّا تقدّم من نفي الحرمة في ذلك [ الفعل ] ؟ [ هنا في مقام الجواب توجد ] وجوه مبنيّة على أنّ المعصوم هل يجوز في حقّه ترك الأولى [ أي ترك المستحبّ ] و فعل المكروه ، أو يجوز حتّى التكرار و المواظبة على ذلك ، أو لا يجوز شيء من هذا
شرح
و به دست چپ ريختن و با آن دست راست را شستن ، در اين موارد اگر احراز كنيم كه انگيزهء غير شرعى در كار نبوده است ، ] متعين مىگردد كه انگيزهء [ فعل ] شرعى بوده است و در نتيجه رجحان فعل ثابت مىگردد .
بر احراز چنين امرى اين نكته مىتواند كمك باشد كه صدور فعل از معصوم تكرار شود يا [ در حد بالاترى از تكرار يعنى ] معصوم برآن مواظبت داشته باشد ، در جايى كه آن عمل از اعمالى باشد كه طبع اقتضاى تكرار و مواظبت برآن را ندارد ؛ [ مثلا زود خوابيدن در اول شب ممكن است مقتضى طبع باشد ، ولى بيدار بودن قبل از طلوع فجر و بعد از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مقتضى طبع نيست ، بلكه برعكس خوابيدن در اين ساعت موافق طبع است . بنابراين اگر معصوم قبل از طلوع فجر بيدار شد و دوباره نخوابيد ، خصوصا آنكه مواظبت برآن داشته باشد - چون انگيزه غير شرعى براى آن متصوّر نيست - مىفهميم كه اين فعل راجح است . ]
دربارهء اينكه آيا فعل معصوم بر مرجوح نبودن آن بهطور مطلق [ يعنى چه آن فعل تكرار شود يا نه ] ، يا در حالت تكرار صدور فعل دلالت دارد ، يا اينكه فعل معصوم بر بيشتر از آنچه كه گفتيم - يعنى نفى حرمت انجام فعل - دلالت ندارد ، چند وجه وجود دارد كه مبتنى برآن است كه آيا در حقّ معصوم ترك اولى [ يعنى ترك مستحب ] و