دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 320
دلالة الفعل أمّا الفعل فتارة يقترن بمقال أو بظهور حال يقتضي كونه [ أي كون الفعل ] تعليميّا فيكتسب [ الفعل ] مدلوله من ذلك [ المقال أو الظهور ] . و اخرى يتجرّد [ الفعل ] عن قرينة من هذا القبيل [ أي عن قرينة تقتضي كونه تعليميّا ] ، و حينئذ فإن لم يكن من المحتمل اختصاص المعصوم به حكم في ذلك المورد دلّ صدور الفعل منه على عدم حرمته به حكم عصمته [ أمّا إذا احتملنا الاختصاص فلا يدلّ على عدم قرار دادهاند . ] اينك از دلالتهاى هريك از فعل و سكوت سخن خواهيم گفت . دلالت فعل [ معصوم ] اما فعل [ معصوم ] گاه با سخنى يا با ظهور حالى همراه مىشود كه اقتضاى تعليمى بودن آن فعل را دارد . بنابراين فعل مدلول خود را [ كه مىتواند يك حكم شرعى باشد ] از آن سخن يا آن ظهور حال ، به دست مىآورد [ چنان كه امام عليه السّلام به اصحاب خود مىفرمايد : آيا مىخواهيد وضوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به شما بياموزم ؟ آنگاه شروع به عملى مىكند كه آن عمل به همراه آن سخن مقدماتى ، اقتضاى تعليمى بودن فعل را دارد و دلالت بر مطلوبيت آن فعل مىكند . يا در محضر امام سخن از حرمت پنير است ؛ آنگاه حضرت خادم خود را مىطلبد و او را به دنبال خريد پنير موجود در بازار مىفرستد و از آن تناول مىكند . ظاهر حال امام عليه السّلام نشان مىدهد كه او قصد دارد بفهماند كه خوردن پنير حرمت ندارد . ] و گاه فعل بدون قرينهاى از اين قبيل است [ كه اقتضاى تعليمى بودن را داشته باشد ] در اين حال اگر احتمال آن نباشد كه معصوم در آن مورد حكمى مختص به خود داشته باشد ، صدور فعل از معصوم به خاطر عصمت او ، دلالت بر عدم حرمت فعل مىكند . چنان كه ترك فعلى [ از سوى معصوم ] به خاطر عصمت او ، دلالت بر عدم وجوب آن فعل دارد [ اما اگر احتمال بدهيم كه آن فعل يا آن ترك از اختصاصات معصوم باشد ، ديگر نمىتوان از آن ،