خلاصه مطالب گذشته
1 . گاه موضوع حكم به لفظ عام بيان مىشود ، ولى در نظر عرف آن حكم با قسم خاصى از آن موضوع مناسبت دارد و گاه موضوع حكم به لفظ خاص بيان مىشود ، ولى در نظر عرف آن حكم با اعم از آن موضوع مناسبت دارد . در اينگونه موارد عرف ملاك ثبوت حكم را مىفهمد و براساس آن ، موضوع مناسب با حكم را تعيين مىكند . اينگونه فهم عرفى اگر به سرحد ظهور و انسباق برسد ، حجت است .
2 . دليلى كه بالمطابقه دلالت بر حكم دارد ، بالالتزام دلالت بر ملاك آن حكم دارد . حال اگر دلالت مطابقى از حجيت ساقط شود و قائل شويم كه دلالت التزامى در حجّيت مستقل است و به تبع آن ساقط نمىشود ، در اين صورت مىتوان ملاك حكم را با دليل اثبات كرد و از آن مثلا وجوب قضا را نتيجه گرفت .
3 . همچنين است دليل وجوب كه بالالتزام بر جواز و عدم حرمت دلالت مىكند . پس اگر وجوب نسخ شود در صورتى كه به استقلال دلالت التزامى در حجيت قائل شويم ، مىتوان جواز و عدم حرمت را با خود دليل منسوخ اثبات كرد .