« الاشتراك » ] تخرج أمثال مسألة ظهور كلمة الصعيد عن علم الاصول ، لأنّها عنصر خاصّ لا يصلح للدخول في استنباط حكم غير متعلّق بمادّة الصعيد [ بل يصلح للدخول في استنباط حكم متعلّق بمادّة الصعيد فقط ] .
شرح
قاعده اصولى نيست جز آنكه مشترك است ؛ بدين ترتيب در جامعيت تعريف اشكالى نيست ، اما مانعيت تعريف نيز بىاشكال است ، چرا كه ] به سبب اين قيد مسائلى نظير ظهور كلمهء « صعيد » از علم اصول خارج مىشود . زيرا اين مسئله عنصر خاص است و در استنباط حكمى كه مربوط به ماده صعيد نباشد ، صلاحيت ورود ندارد . [ و تنها در حكمى كه مربوط به مادهء صعيد است و در خصوص آيات و رواياتى كه در باب تيمم مطرح مىشود و اين كلمه در آنها به كار رفته است ، قابليت استفاده دارد . ]