العناصر المشتركة [ من حيث الورود ] في عمليّة الاستنباط وضع علم خاصّ بها [ - العناصر ] لدراستها و تحديدها و تهيئتها لعلم الفقه فكان [ ذلك العلم الخاص ] علم الاصول .
( 1 ) تعريف علم الاصول و على هذا الأساس نرى أن يعرّف علم الاصول بأنّه « العلم بالعناصر المشتركة في عمليّة استنباط الحكم الشرعيّ » .
و لكي نستوعب [ اى نفهم كاملا ] هذا التعريف يجب أن نعرف ما هي
شرح
عنصر خاص مانند آنكه بگوييم كلمهء « صعيد » در آيهء شريفه« فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » *به معناى « وجه الارض » است . يا آنكه بگوييم فلان راوى كه در سند فلان روايت آمده ، ثقه است . اينگونه معلومات در كشف حكم يا احكام معينى كه متوقف بر اين معلومات است به كار مىآيد نه در همه جا .
عناصر خاص محتاج وضع علم جديدى نيستند ، بلكه پراكنده در علوم مختلف هستند . بعضى از علم لغت و بعضى از علم رجال و بعضى از علم نحو گرفته مىشود و بعضى در خود علم فقه موجود است . ولى عناصر مشترك محتاج آن است كه در علم مستقلى تدوين شود تا لازم نيايد كه آنها را در هرجايى كه احتياج است تكرار كنيم . علم اصول عهدهدار بحث و بررسى از عناصر مشترك و تدوين آنها براى بهكارگيرى در علم فقه است .