تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
في بقاء الوجوب بعد الغروب إلى غياب الحمرة ، ففي هذه الحالة تتوفّر أركان الاستصحاب من اليقين بالوجوب أوّلا و الشكّ في بقائه ثانيا . و به حكم الاستصحاب يتعيّن الالتزام عمليّا ببقاء الوجوب . و من ناحية أخرى نلاحظ أنّ الحالة تندرج ضمن نطاق أصل البراءة لأنّها [ - الحالة ] شبهة بدويّة في التكليف غير مقترنة بالعلم الإجماليّ . و أصل البراءة
شرح
ما لا يعلمون » ، يعنى شما به وجوب تكليفى در اين وقت علم ندارى و لذا بگو ان شاء الله تكليفى نيست . پس به محض غروب خورشيد و استتار قرص مىتوان افطار كرد . از طرف ديگر دليل استصحاب مىگويد « لا تنقض اليقين بالشك » . يعنى تو تا پيش از اين زمان به وجوب روزه علم داشتى ، حالا زمانى رسيده كه نمىدانى آيا تكليف امتداد دارد يا نه ، پس يقين خود به وجوب امساك را نقض نكن . يعنى بعد از استتار قرص هم روزه را ادامه بده تا ذهاب حمره كه ديگر يقين به عدم تكليف پيدا مىكنى . اين نتيجه مخالف نتيجه‌اى است كه از اجراى اصل برائت حاصل مىشد . پس در اينجا مقتضاى اصل برائت با مقتضاى اصل استصحاب ناسازگارى دارد « 1 » . راه علاج آن است كه ببينيم كدام اصل مقدم بر ديگرى است . قاعده اصولى آن است كه اصل استصحاب بر اصل برائت مقدم است . يعنى در مواردى كه شبهه ، شبههء بدويه است و حالت سابق نيز وجود دارد ، ديگر نوبت به اجراى اصل برائت نمىرسد ، بلكه فقط اصل استصحاب جارى مىشود . آنگاه اصل برائت به مواردى اختصاص پيدا مىكند كه شك بدوى حالت سابق نداشته باشد . بر اين اساس محدودهء اصل برائت از محدودهء اصل استصحاب براى هميشه جدا مىشود و منطقهء هريك معين مىگردد . اما چرا استصحاب مقدم است ؟ چرا در مواردى كه حالت سابق موجود است ،
هامش
( 1 ) . نه در همه جا . اگر حالت سابق عدم تكليف باشد ، مثلا در طرف شب هستيم و نمىدانيم اذان صبح را گفته‌اند يا نه ، اصل برائت گويد مىتوانى به خوردن ادامه بدهى و ان شاء اللّه تكليف به روزه ندارى . اصل استصحاب هم مىگويد جواز خوردن را استصحاب كن .