تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
المشتركة في علم الاصول . و كلّما بعد الفقيه عن عصر النصّ [ اي عصر حضور المعصوم ] تعدّدت جوانب الغموض في فهم الحكم من مداركه [ - الحكم ] الشرعيّة و تنوّعت الفجوات [ و الاشكالات ] في عمليّة الاستنباط نتيجة للبعد الزمنى . فيحسّ [ - الفقيه ] أكثر فأكثر بالحاجة إلى تحديد قواعد عامّة [ حتى ] يعالج [ - الفقيه ] بها [ - قواعد ] جوانب الغموض و يملأ بها تلك الفجوات و بهذا كانت الحاجة إلى علم الاصول تاريخيّة ، بمعنى أنّها [ - الحاجة ] تشتدّ و تتأكّد كلّما ابتعد الفقيه تاريخيّا عن عصر
شرح
باشند و اسناد احاديث را شناخته باشند و عام و خاص ، مجمل و مبين و مطلق و مقيد را پيدا كرده و از جمع ادله بتوانند حكمى استخراج كنند . اين‌همه در زمانى بود كه هنوز علمى به عنوان علم اصول تدوين نشده بود ؛ چون مباحث فقهى در ابتدا بسيار محدود بود و لذا هر فرد پس از چند سال صرف وقت و طى كردن مقدماتى مختصر به اجتهاد نايل مىشد . اما با گسترش مباحث فقهى - كه همگام با پيشرفت و توسعهء زندگى اجتماعى و رشد افكار بشرى بود - بتدريج مباحثى از لابلاى مسائل فقهى نمايان گشت كه جنبهء اختصاصى نداشت ؛ مباحثى كه مكررا در فقه مطرح مىشد و در استخراج انواع مسائل دخالت داشت . طرح اين مباحث به صورت مستقل ، كم‌كم مورد توجه و تدوين قرار گرفت . اين زمان ، زمان تولد علم اصول و انفصال آن از علم فقه بود . اكنون در زمان ما اين طفل به بلوغ و رشد كافى رسيده و همچنان در تكامل و ترقى است و ما هرچه از زمان معصومين بيشتر فاصله مىگيريم ، احتياج به علم اصول شديدتر مىشود ؛ چرا كه اين بعد زمانى موجب پيچيدگى بيشتر در عمليات استنباط مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . اخباريون در مقابل اصوليون هستند . آنها به ظواهر روايات عمل مىكنند و دخل و تصرف در ادلهء شرعيه را از طريق قواعد اصولى منكر هستند . اخباريون در واقع نياز طبيعى به اجتهاد را منكر هستند و تفكر اصولى در آيات و روايات را تخطئه مىكنند .