57 - اگر يابند پناهى يا غارتهايى « 1 » يا جاى اندر شدن برگردند از وى سوى وى و ايشان شتابنده « 2 » *
58 - و ايشان آنك عيب كنند ترا اندر صدقهها ، اگر داده شود ازان راضى شوند ، و اگر نه داده شودشان آن گه ايشان خشم گيرند « 3 » *
59 - و اگر ايشان خشنود شوند بدانچه داد ايشان را خداى عزّ و جل و پيغامبر او ، و گفتند : بسنده است ما را خداى ، و بدهد ما را خداى از فضل او و پيغامبر او ، و ما سوى خداى رغبت كنانيم « 4 » *
60 - كه صدقهها درويشانراست و مسكيننان را « 5 » ، و كنندگان را بران ، و دوست داران دلهاى ايشان ، و اندر گردنان ، و وام داران ، و اندر راه خداى ، و راه روندگان ؛ فريضه از خداى ، و خداى داناست و با حكمت « 6 » *
61 - و از ايشان آن كسها كه رنج نمايد پيغامبر را و گويند : او گوشست « 7 » . بگو : گوش بهتر شما را ، مىگرود بخداى و مىگرود مؤمنان را « 8 » و رحمتى آن كسها را كه بگروند از شما ؛ و انكسها را كه رنج نمودند پيغامبر خداى را ايشانراست عذابى دردناك *
هامش
( 1 ) - نهان گاهى . ( صو ) - يا غارها . ( خ ) يا جايگاهى كه اندر آن شوند . ( نا ) ترجمهء :
« مغارات »
( 2 ) - و ايشان همىشتابند . ( صو ) - و ايشان همىسركشند . ( خ ) ترجمهء :
« يجمحون »
( 3 ) - وزيشانند آنكه طعنه كنند ترا اندر صدقهها ، اگر داده آيند از آن خشنود باشند ؛ اگر نه داده آيند از آن آن گاه ايشان مىخشم خورند . ( خ )
( 4 ) - اميدواران . ( خ )
( 5 ) - ظاهرا : مسكينان .
( 6 ) - كه صدقهها درويشانراست و بيچارگان را و كاركنان را بران ، و آنكه نو اندر آمده باشد بمسلمانى و اندر بردگان ، و وامداران ، و از بهر خداى ، و راه گذريان ، واجبست از خداى ، كه خداى داناست و با حكمت . ( خ )
( 7 ) - وزيشانند آن كسها كه رنج نمايند پيغامبر را و گويند آنست گوشى . ( خ )
( 8 ) - و گويند وى سخن شنواست ، بگو شنونده نيكى است مر شما را ، بگرود بخداى و استوار دارد مر گرويدگان را . ( صو )