تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
62 - سوگند مىخورند بخداى شما را كه خشنود كند شما را ، و خداى و پيغامبر او سزاوارتر كه خشنود كنند او را ، اگر هستند گرويدگان * 63 - نه دانند كه هر كى مخالفت كند با خداى و پيغامبر او كه او راست آتش دوزخ هميشه اندران ؟ اينت رسوايى « 1 » بزرگ * 64 - حذر كنند منافقان كه فرو فرستى « 2 » بر ايشان سورتى ، آگاه كنىشان بدانچه اندر دلهاشان است . بگو : افسوس كنند كه خداى بيرون آرنده است آنچه مىحذر كنيد * 65 - و اگر بپرسى ايشان را گويند كه : بوديم نادانان و بازى ميكرديم . « 3 » بگوى : اى بخداى و آيتهاى او و پيغامبر او بوديد و مىافسوس كرديد ؟ * 66 - مه عذر آوريد بدرستى كه كافر شديد پس ايمان شما ، اگر عفو كنند از گروهى از شما ، عذاب كنيم « 4 » گروهى را بدان كه ايشان بودند گناه كاران * 67 - مردان منافقان و زنان منافقان برخى از ايشان از برخى ، مىفرمايند بزشتى و مىباز دارند از نيكوى ، و مىگيرند دستهاى ايشان « 5 » ، فراموش كردند خداى را فراموش كردشان « 6 » ، كه منافقان
هامش
( 1 ) - خوارى . ( خ ) ( 2 ) - فرو آيد . ( خ ) - فرو فرستاده آيد . ( صو ) ( 3 ) - گفت و گوى كرديم و بازى كرديم . ( خ ) - اندر حديث در رفتيم و بازى همىكرديم . ( نا ) - همى سخن نابكار همى گفتيم و بازى همى كرديم . ( صو ) - ترجمهء : نخوض و نلعب » ( 4 ) - عذر مداريد كه كافر ببوديد از پس ايمان شما ، اگر اندر گذارد از گروهى از شما عذاب كند . ( خ ) ( 5 ) - و مىبازدارند دستهاى ايشان . ( خ ) - و همى فرو گيرند دستهاى خويش را يعنى بخيلى همى كنند . ( صو ) ( 6 ) - دست باز داشتند از كار خداى ايزد عز و جل دست بداشت ايشان را . ( نا ) - از ياد بماندند خداى را بماند ايشان را . ( صو ) - ترجمهء :نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ