ننمايد به حق و حجّت گروه ناگرويدگان را « 1 » *
38 - اى آن كسها كه بگرويدند چه بودست و چه عذر و بهانه است شما را كه چون گويند شما را : بيرون آييد با پيغمبر عليهم « 2 » بجهاد كردن در راه دين و طاعت خداى خويشتن گران كنيد تن خويش را بسوى آن زمين مدينه بنشستن در آنجا ببهانه آوردن ؟ - اى بسند داديد بزندگانى اى براحت و لذّت اين جهانى از لذة و راحت آن جهانى ، - اين ور آن برگزيديد ؟ - پس نيست برخوردنى و سودمندى زندگانى اين جهان نزديكترين در سودمندى آن جهانى مگر اندك مايهاى « 3 » *
39 - و اگر بيرون نياييد بغزو تبوك با محمّد عليه السّلم شكنجهاى كند شما را شكنجهاى درين جهان دردناك ، و بدل گيرد بجاى شما گروهى را جدا از شما ، و هيچ گزند و زيان نكنيد چيزى از ملك او ، و خدايست بر هر چيزى از عذاب و بدل كردن تواناى *
40 - و اگر يارى نكنيد پيغمبر را بدرستى كه يارى كند او را خداى عزّ و جلّ آن وقت كه بيرون خواستيد كرد آن كسها كه كافر شدند و شما يارى نكرديد ، يارى كرد خداى آن دو تن - پيغامبر و بو بكر ، آن وقت كه ايشان هر دو بگريخته بودند - در ان غار كوه بودند ، كه مىگفت پيغمبر
هامش
( 1 ) - كه باز افكندن ماه رجب [ كه افكندن ماه حرام بديگر ماه . ( نا ) - سپس بردن حج را ( صو ) - ترجمهء : انما النسيء ] زيادتى است اندر كافرى ، بىراه كند بدان كافران را ، كه حلال دارند آن را سالى ، و مىحرام دارند آن را سالى [ تا موافق آرند ( صو ) ] شمار آنچه حرام كرد خداى كه حلال گيرند آنچه حرام كرد خداى . بياراسته آمد ايشان را بدى كردارشان ، خداى نه راه نمايد گروه كافران . ( خ )
( 2 ) - همچنين است در متن
( 3 ) - يا مؤمنان چه بود شما را چون گويند شما را : بيرون رويد از بهر خداى گران بباشيد [ بكژبيد . صو ] سوى زمين ؟ ببسنديد بزندگانى اين جهان از آن جهان ؟ نيست برخوردارى اين جهان اندران جهان مگر اندكى . ( خ )