34 - اى انكسها كه بگرويدند بخداى و محمّد حقّا كه بسيارى از دانشمندان جهودان و صومعهداران ترساان بىشك مىخورند خواستهاى مردمان بناسزا و مىبگردانند خلق را از راه دين و طاعت خداى . و آن كسها كه بگنج مىوانهند - پنهان مىدارند - زر را زده و نازده ، و سيم را زده و نازده ، - و خزينه « 1 » نكنند - به كار نبرند در حقّ بزكوة و واجب به دادن آن گنج را - و گويند اموال را - در راه دين و طاعت خداى را ، پس آگاه كن ايشان را شكنجهاى دردناك بدارنده « 2 » *
35 - آن روز كه گرم كنند - روز قيامة بدان زر و سيم در آتش دوزخ به زودى بداغ مىكنند بدان زر و سيم پيشانيهاى ايشان - كه بر درويشان ترش كردند - و پهلويهاى ايشان - كه از درويش بكردانيدند - و پشتهاى ايشان - كه با سوى درويشان كردند ، - حق ايشان از مال بديشان ندادند ، - گويند اينست عقوبت آنكه بگنج وانهاديد شما براى تنهاى خويش - زكات مىبنداديد - پس مىچشيد عقوبت و سختى آنچه مىبگنح وانهاديد براى خويشتن را - و زكات مىبنداديد - « 3 » *
36 - حقا كه شما را ان « 4 » ماهها كه ببايد گذشت - تا سالى بود كه زكات فريضه گردد - بنزديك خداى دوازده ماهست در نوشته نامه خداى - لوح
هامش
( 1 ) - [ ظ : هزينه ]
( 2 ) - يا مؤمنان كه بسيارىاند از دانشمندان و ترسايان [ دانشمندان جهودان و زاهدان ترسايان ( نا ) ] كه بخورند خواستهاى مردمان ببيهوده و باز دارند از راه خداى مژده ده ايشان را به عذاب دردناك . ( خ )
( 3 ) - آن روز كبيايد بدان اندر دوزخ بتابد بدان پيشانى ايشان و پهلوهاشان و پشتهاشان .
اينست آنچه گنج نهاديد تنهاى شما را بچشيد آنچه مىگنج نهاديد . ( خ ) - آن روز كه بتاوند بران زر و سيم اندر آتش دوزخ ، و داغ كنند بدان . . . ( نا ) - آن روز كه بيفساندند در آتش دوزخ داغ كنند . . . ( صو )
( 4 ) - « شماران » جمع « شمار » ( ؟ ) - شمار آن ( ؟ )