از پيش كه بمردهاند . بنفرين و لعنت كردست ايشان را خداى ! از كجا و چگونه مىبگردانند از حق ايشان را بىحجّتى و عذرى ؟ « 1 » *
31 - فاگرفتهاند جهودان و ترسان دانشمندان ايشان را و صومعه - داران ايشان را بخدايانى از فرود خداى ، و گرفتند عيسى را پسر مريم بخدايى ، و نه فرمودند هرگز ايشان را اندر كتابها مگر تا پرستند بيكى گفتن خداى را يگانه ، نه هيچ خدايست مگر او . پاكا ، بىعيبا ، و بىزن و بىفرزند كه خدايهست از آنچه همباز مىگويند به او « 2 » *
32 - مىخواهند كافران كه فرو كشند و نيست كنند روشنايى دين و حجّت خداى را ببد گفتن دهان ايشان ، و نكند خداى عزّ و جلّ مگر كه تمام و سپرى و آشكارا كند روشنايى دين ، و اگر چه دشخوار مى دارند ناگرويدگان تمام شدن آن « 3 » *
33 - او است آن خداى كه بفرستيد پيغامبر فرستيدهء خويش را برا [ ه ] نمودن راه راست بدعوت و بكيش درست راست مسلمانى ، تا دست دهد بران كيش كه ناحق است و بر اهل دينها ، و اگر چه دشخوار دارند همبازگويان « 4 » *
هامش
( 1 ) - و گفتند جهودان : عزيرست پسر خداى . گفتند ترساان : عيسى است پسر خداى .
آنست گفتارشان بدهنهاى ايشان ، مىگردانند [ مانندهاند ( نا ) - مانندگى همى كنند ( صو ) ] گفتار آن كسها [ كه ] كافراناند از پيش . نفرين كندشان خداى : از كجا مىگرداندشان ؟ ( خ )
( 2 ) - گرفتند دانشمندان ايشان و عابدان ايشان خدايان از بيرون خداى ، و عيسى است پسر مريم و آنچه فرموده آمدند [ و نه فرمودهاند ايشان را ( صو . نا ) ] تا پرستند مگر خداى يگانه را ، نيست خداى مگر او ، پاك است او زانچه مىهنباز گيرند . ( خ )
( 3 ) - مىخواهند كفر و كنند [ كه فرو نشانند ( صو ) - كه بنشانند ( نا ) ] روشنايى خداى بدهنهاشان ، و نخواهد خداى مگر كه تمام كند روشنايى او ، اگر نخواهند [ دشخوار دارند ( صو . نا ) ] كافران . ( خ )
( 4 ) - اوست آنكه بفرستاد پيغامبر او به راه راست و دين حق ، تا پيدا كند [ تا غلبه گرداند ( صو . نا ) ] آن را بر دينها همه ، اگر نخواهند كافران . ( خ ) - [ و اگر چه دشخوار دارند كافران . ( نا ) ]