كه بىنياز كند شما را خداى از افزونى منّت و روزى و نعمت خويش - از بازرگانى بكر بن وابل - اگر خواهد ؛ - و خود خواهد - حقّا كه خدايست داناى به روزى شما ، خداوند حكمت است در حكم كردن بر شما « 1 » *
29 - كارزار مىكنيد بر انكسها كه مى به نگروند بخداى - كه يكى است بىزن و بىفرزند - ، و نه بدان روز باپسين ، - كه خلق را زنده باز كند كالبدها را ز گرد برانگيزاند - ؛ و حرام مىندارند آنچه حرام و ناروا كردست خداى و پيغمبر او ، - در تورية و الانجيل - ، و فرمان بردار مى نباشند - ، و دين مىندارند دين درست و سزا - مسلمانى - از آن كسها كه دادهاند ايشان را علم آن نامه ، - چون تورية و انجيل - معنى جهودان و ترساان - ، تا بدهند گزيت را از دست بنقد پس پشت خويش و ايشان باشند در ان حال كمى دهند خواران و نشكوهان « 2 » *
30 - و گفتند جهودان مدينه - گروهى ازيشان - عزير پسر است وى را ، و گفتند - برخى از ترسان - : عيسى - پلاس پوش بسيار رو - پسر است وى را .
آن است گفتار ايشان است بدهنهاى ايشان - كه ان گفتار را هيچ حجّتى و حقيقتى و اصلى درست نيست - مانستگى مىكنند درين گفتار ناسزا - و برابرى و همتايى مىكنند درين گفتار - بگفتار آن كسها كه كافر شدند
هامش
( 1 ) - يا مؤمنان ، كه كافران پليدند ، مه نزديك شوند به مسجد حرام از پس سال ايشان اين ، و اگر بترسيد [ از درويشى ( نا . صو ) ] زود باشد كبىنياز كند شما را خداى از فضل او كه اگر خواهد ، خداى داناست و با حكمت . ( خ )
( 2 ) - كارزار كنيد با آن كسها كه نگروند بخداى و نه بروز رستخيز ، و نه حرام دارند آنچه حرام كند خداى و پيغامبر او ، و بدين ندارند دين حق را از انكسها كداده آمدند توريت تا داده آيند [ تا بدهند . ( صو . نا ) ] جزيت [ گزيت ( صو ) - سرگزيد ( نا ) ] از دست ، و باشند خواران . ( خ )