تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
24 - بگو ايا محمّد : اگر هست پدران شما كافر و پسران شما كافر و برادران شما كافر و زنان شما كافر و خويشاوندان شما كافر ، و خواستهايى كه ساخته‌ايد شما از دست رنج خويش آن را ، و بازرگانى و ستد و دادنى كه مىترسيد بمدينه از ناروايى و فروماندى آن كه بنخرند ، و آرامش گاهها ، خان و مان‌هايى كه مىپسنديد آن را و بودن در آنجا ، اگر اين همه دوسترست واشما بودن و ايشان و نگاه داشتن آن مال از خشنودى خداى و طاعت او و از صحبت پيغمبر او ، و هجرت بازو « 1 » و از باكوشيدن بجنگ كردن در راه دين و طاعت او ؛ پس چشم مىداريد عذاب خداى را تا بيارد خداى عزّ و جلّ فرمان خويش به عذاب اهل مكّه را روز فتح مكّه . و خداى راه ننمايد به حق و حجّت گروه بيرون آيندگان را از فرمان خداى « 2 » * 25 - حقّا و بدرستى كه يارى كرد شما را خداى در جايگاههاى بسيار در وقت جنگ و خاص روز جنگ آن وادى را [ كه ] حنين خوانند - ميان مكّه و طايف - آن وقت كه خوش آمد و شگفتى آورد شما را بسيارى لشكر شما - ده هزار مرد بودند جنگى با پيغمبر عليه السّلم آن گه كه مكه را فتح كرد - پس وى نيازى نكرد بسيارى و سود نداشت انبوحى « 3 » و بنگردانيد از شما هيچ چيزى از شرّ و بلا و دشمن ، و تنگ گشت بر شما روى زمين در وقت هزيمت با بزرگى و فراخى آن - با
هامش
( 1 ) - بمعنى « با او » ( 2 ) - بگو اگر باشد پدران شما و پسران شما و برادران شما و زنان شما و خويشان شما ، و خواستهاى شما كفرا هم آريد آن را ، بازرگانى كه بترسيد از كاسه شدن آن ، و جايگاه كپسنديد آن را ، دوستر سوى شما از خداى و پيغامبر او ، و غزو كردن اندر راه او ، چشم داريد تا بنمايد [ تا بيارد ( نا ) ] خداى بفرمان او ، و خداى نه راه نمايد گروه تباه كاران را . ( خ ) ( 3 ) - « انبوهى »