20 - آن كسها كه بگرويدهاند بخداى و محمد را بصدق و اخلاص و بحشم « 1 » بيامدند از مكّه بمدينه براى خداى عزّ و جلّ و باز كوشيدند بجنگ با دشمن خداى عزّ و جلّ در راه دين و طاعت خداى ، بخواستهاى ايشان و تنهاى ايشان ، بزرگتر بود و بدرجت بهشت و ثواب و پايگاه بنزديك خداى عزّ و جلّ از آب دادن حاجى و عمارت مسجد وى ايمان « 2 » ، و ايشانند ايشان پيروزى يافتگان ببهشت و برستگان از دوزخ « 3 » *
21 - مژدگان مىدهد ايشان را خداوند ايشان به بخشودنى ازو و به دادن نعمت بهشت و بخشنودى خداى ازيشان و ببوستانهايى كه ايشان را بود در آنجا نعمتهاى هموار و هميشه و پاينده « 4 » *
22 - جاودنيان « 5 » در آن بوستانهاى جاودانه هرگز بنرسد « 6 » ، حقا كه خدايست كه نزديك او مزدى است بزرگوار مؤمنان را « 7 » *
23 - اى انكسها كه بگرويدند بخداى و محمّد باز مگيريد پدران شما را كه كافراند و برادران شما را كه كافرند بدوستى و خويشانى ؛ اگر بدوستى برگزينيد ايشان كافر شدن و ناگرويدگان را بر مؤمن شدن و گرويدن و هر كى دوستى و پيوستگى كند وا ايشان از شما كه مؤمنانيد ، پس ايشانند ايشان ستم كاران و بىدادگران بر تن خويش « 8 » *
هامش
( 1 ) - رجوع شود بآيهء 72 سورة الانفال .
( 2 ) - بجاى « بىايمان » ، ظاهرا .
( 3 ) - آن كسها بگرويدند و هجرت كردند اندر راه خداى بخواستهاى ايشان و تنها ايشان بزرگتر پايگاه [ بزرگترند بپايگاه ( صو ) ] نزديك خداى ايشانند ايشان رستگاران .
( خ )
( 4 ) - مژده دهدشان خداوندشان برحمتى ازو و خشنودى و بهشت ايشان را اندران با نعمت هميشه . ( خ ) - نعمتى پايدار . ( صو )
( 5 ) - شايد « جاودانيان »
( 6 ) - « بنرسد » ظاهرا يعنى هيچگاه بپايان نرسد .
( 7 ) - جاودان اندر آنجا هميشه ، كه خداى است كه نزد وى است مزدى بزرگ . ( صو ) - جاويدان باشند اندران تا هگرد ( هگرز ) ، كه خداى نزديك اوست مزدى بزرگوار . ( نا )
( 8 ) - يا مؤمنان مگيريد پدران شما و برادران شما دوستان كه گزينند كافرى را بر ايمان ، و هر كه برگردد از شما [ و هر كه دوستى كند با ايشان از شما ( نا ) ] ايشانند ايشان ستمكاران . ( خ )