كه آبادان كنند مزكتهاى خداى را در آن حال كه گواى دهندگاناند بر تنهاى خويش بكافرى شدن بخداى و رسول و قرآن ، ايشانند كه نيست و ناچيز بىمزد شدست كردارهاء نيك ايشان در كافرى در آن آتش دوزخ ايشان باشند جاودانيان « 1 » *
18 - حقا كى آبادان كى « 2 » كند و شايد كى عمارت كند مزكتهاى خداى را آن كس كند كه بايد كه بگرويده است بخداى عزّ و جلّ و روز باز پسين - برخاستن از گور - و بپاى داشته بود نماز را بشرطهاى آن - و بداده بود زكات فريضه ، و نترسيده بود مگر از خداى عزّ و جلّ ، پس سزد و شايد بود و واجب بود ايشانت گر باشند از راه راست يافتگان ور راه راست بيستادگان « 3 » *
19 - اى كردهايد چرا كرديد آب دادن حاجيان را و آبادان داشتن آن مزكت شكهمند - خانهء مكة - چون بگرويدند « 4 » آن كس كه بگرويدست بخداى عزّ و جلّ ، و بروز باز پسين - برخاستن از گور - ، و با كوشيدست بجنگ وادشمن در راه طاعت خداى ؟ برابر و يكسان نباشد هرگز اين دو تن آب دهنده و بگرونده بنزديك خداى - در مزد و ثواب و مدحت - ، و خداى عزّ و جلّ راه راست ننمايد به حق گروه ستمكاران را بكفر و شرك « 5 » *
هامش
( 1 ) - نبود كافران را كه آبادان كنند مى مسجد خداى گواهان بر تنهاى ايشان بكافرى ، ايشانند تباه شد كردار ايشان ، و اندر آتش ايشانند جاويدان . ( خ )
( 2 ) - [ آبادانگى ؟ ]
( 3 ) - كه آبادان كند مزكتهاى خداى آنكه بگرويده باشد بخداى و روز باز پسين ، و بپاى دارد نماز و بدهد زكات و نه ترسد مگر از خداى ، باشد كه ايشان كه باشند از راه يافتگان . ( نا )
( 4 ) - [ ظ : بگرويدن ]
( 5 ) - اى كرديد آب دادن حاجيان را و آبادان كردن مزكت حرام چنان كس كه بگرويده است بخداى و روز باز پسين و كارزار كند اندر راه خداى ؟ نه برابر باشد نزديك خداى ، و خداى نه راه نمايد گروه ستمكاران را . ( نا )