دهند بحقّى نماز ، و بپاى دارند نماز را ، و بدهند زكات فريضه را و زكات تن را ، پس برادران شمااند در دين مسلمانى ؛ و جدا جدا پديدار مىكنيم آيتهاى قرآن را بامر و نهى مر گروهى را كه مىدانند حق را *
12 - و اگر بشكنند سوگندان عهد وفاى ايشان از پس پيمان كردن و سوگند خوردن ايشان ، و طعنه زنند و زبان باز كنند ببد گفتن و عيب واخو « 1 » كنند كيش شما ، - مسلمانى - ، به زودى كارزار كنيد واپيش روان [ كذا ] و سرهنگان و سرهواان [ كذا ] كافر - مهتر كافران ، حقا كه ايشانند كه نه هيچ سوگند را نگاه داشتى است ايشان را تا مگر ايشان وا ايستند آن عهد شكستن « 2 » *
13 - اى نه خواهيد كه كارزار كنيد واگروهى كه بشكستند سوگندان عهد وفاى ايشان ، و انديشه كردند و سگالش كردند ببيرون كردن از مكّه پيغمبر را محمّد عليه السّلم در دار ندوه ، و ايشان پيش دستى كردند بر شما بعهد شكستن و بىوفايى كردن نخست بار وادينى ديگر شدند بجنگ وا بنى خزاعه با پيغمبر عليه [ السّلام ] ؟ اى مىترسيد و مىشكوهيد ازيشان و شمشير ايشان اى مؤمنان ؟ پس خداى عزّ و جلّ بسيار حقمندترست و سزاوارترست كه بترسيد ازو و از عذاب او اگر هستيد شما بگرويدگان بخداى عزّ و جلّ « 3 » *
هامش
( 1 ) - عيب و آهو . ( ؟ )
( 2 ) - اگر بشكنند پيمان ايشان را از پس پيمان ايشان و طعنه كنند اندر دين شما كارزار كنيد با مهتران كافران ، ايشانند نيست سوگند ايشان را تا ايشان باز شوند . ( خ )
( 3 ) - همى نه كارزار كنيد با گروهى بشكستند پيمان ايشان ، انديشه كردند ببيرون كردن پيغامبر ؟ و ايشاناند . . . شما را نخست بار [ و ايشان پيشى كردند با شما نخست راه ( نا ) - و ايشان آغاز كردند با شما عهد شكستن نخستين بار .
( صو ) ] مىترسيد زيشان ؟ و خداى حقتر كه بترسيد ازو اگر هستيد گرويدگان . ( خ )