آمد بديشان پيغامبران ايشان بپيدائيها ، باز گردانيدند « 1 » دستهاى ايشان اندر دهنهاى ايشان ، و گفتند : ما كافر شديم بدانچه فرستاده شديد بدان « 2 » ، و ما اندر گمانيم از آنچه مىخوانيد سوى آن به گمان شده « 3 » *
10 - گفتند پيغامبران ايشان : آيا اندر خداى گمانست آفرينندهء آسمان و زمين ؟ « 4 » مىخواند شما را تا بيامرزد شما را از گناهان شما ؛ و باز دارد شما را سوى مدتى نام برده . « 5 » گفتند : نيستى شما مگر آدمى « 6 » همچون ما ، همى خواهيد كه بگردانيد ما را از آن كه « 7 » بودند و مىپرستيدند پدران ما ، بياريد بما حجّتى هويدا « 8 » *
11 - گفتند ايشان را پيغامبران ايشان كه : نيستيم ما مگر آدمى همچون شما ، و لكن خداى عزّ و جلّ منت نهد برانك خواهد از بندگان او ، و نيست ما را كه آريم بشما حجّتى مگر بفرمان خداى عزّ و جلّ ، و بر خداى توكّل كنند مؤمنان *
12 - و چيست ما را « 9 » كه نه توكّل كنيم بر خداى ، و بدرستى كه راه نمود ما را براههاى ما ، و شكيبايى كنيم بر آنچه مىنمائيد ما را « 10 »
هامش
( 1 ) - باز بردند . ( نا ) - باز زدند . ( صو ) - باز گردانيدند . ( خ )
( 2 ) - فرستند شما را بوى . ( صو )
( 3 ) - گمانمند . ( خ ) - به گمان افكنده . ( صو )
( 4 ) - اندر كار خداى شك كنيد آفريدگار آسمانها و زمينها ؟ ( خ ) - اندر خداى گمانست آفريننده آسمانها و زمين ؟ ( صو )
( 5 ) - و بازهيلد شما را بسوى وعدهء نام برده .
( خ ) - و باز پس مىكند شما را تا بوقتى نام زده كرده . ( نا ) - و سپس دارد شما را تا وقت نام برده . ( صو )
( 6 ) - نيستيد شما مگر مردمى . ( خ ) - نيستيد شما مگر آدمى . ( نا . صو )
( 7 ) - باز داريد ما را از آنچه . ( خ . نا . صو )
( 8 ) - بياريد بحجتى هويدا . ( خ )
( 9 ) - و چه بودست ما را . ( صو )
( 10 ) - و صبر كنيم بر آنچه نموديد ما را .
( خ ) - و شكيبايى كنيم بر آنچه رنج نموديد ما را . ( نا ) - و شكيبايى كنيم بر آنچه بيازرديد ما را . ( صو )