39 - بسترد « 1 » خداى آنچه خواهد و بدارد « 2 » آنچه خواهد ، و نزديك اوست جمله نسخت كتاب « 3 » *
40 - و بنماييم « 4 » ترا برخى آنك وعده كرديمشان تا بدانى تو آن را « 5 » كه بر تو است رسانيدن و بر ماست حساب و شمار *
41 - يا نه مىبينند كه ما مىآريم زمين را و مى كم كنيم « 6 » از كرانهاى آن ؟ و خداى عزّ و جل حكم كند « 7 » و نيست گرداننده و نقصان كننده حكم او را ، « 8 » و اوست زود شمار *
42 - و بدرستى كه مكر كردند « 9 » آن كسها كه از پيش ايشان بودند ، و خداى راست مكر « 10 » همه ، و مىداند آنچه ساخت « 11 » هر تنى ، و بداند كافر كه كراست بهتر سرانجام سراى آن جهان « 12 » *
43 - و گويند آن كسها كه كافر شدند كه : نيستى فرستادهاى « 13 » .
بگوى : بسنده است خداى « 14 » عزّ و جلّ گواه ميان من و ميان شما و آنك نزديك اوست دانش كتاب « 15 » *
هامش
( 1 ) - پاك كند . ( صو ) - بمحايد . ( خ . نا )
( 2 ) - و استوار گرداند . ( صو ) - و بماند . ( نا ) - و بر جاى بدارد . ( خ )
( 3 ) - اصل كتاب ، يعنى لوح محفوظ . ( خ . نا ) - نامه ، يعنى لوح محفوظ . ( صو )
( 4 ) - و اگر بنماييم ترا . ( خ )
( 5 ) - و اگر بنماييم ترا برخى آنچه وعده همىكنيم ايشان را يا بميرانيم ترا . ( ا ) - اگر بنماييم ترا برخى آنكه مى وعده كرديم ايشان را يا بميرانيم ترا . ( خ ) - و ترجمهء متن اشتباه است .
( 6 ) - همىكاهيم . ( خ . نا )
( 7 ) - داورى كند . ( خ . نا )
( 8 ) - نگردانده باشد داورى او را . ( نا ) - نباشد گردانيدن حكم او را . ( خ ) - سپس افكنده نباشد حكم ورا .
( صو )
( 9 ) - بسگاليدند . ( خ ) - سازش بد كردند . ( صو )
( 10 ) - سازش .
( صو ) - سگالش . ( خ )
( 11 ) - كند . ( خ . صو ) - كند و ساخته باشد . ( نا )
( 12 ) - و زود باشد كه بدانند كافران كراست سرانجام سراى . ( خ )
( 13 ) - كه نيستى تو پيغامبر . ( نا . خ ) - نيستى فرستاده . ( صو )
( 14 ) - بخداى . ( خ . نا )
( 15 ) - دانش ، لوح محفوظ . ( خ )