7 - و گويند آن كسها كه كافر شدند كه : چرا نه فرو فرستاده شد بر او نشانى از خداى او ! كه تو اى بيمكننده و هر گروهى را پيغامبرى است « 1 » كه مىخواندشان *
8 - و خداى داند آنچه بردارد « 2 » هر مادهاى ، و آنچه بكاهد از مايهاى رحمها « 3 » و آنچه بيفزايد ، و همه چيزى نزديك او به اندازه است *
9 - و دانا بنهانى و آشكاره است و بزرگوار و برتر است « 4 » *
10 - همسانست از شما آنك پنهان كند گفتار و آنك آشكارا كند بدان ، و آنك او [ پنهان رود ] بشب و منصرف بجايهاى خويش بروز * « 5 »
11 - و او راست فريشتگان از ميان دست او « 6 » و از پس او - و نگاه مىدارند او را - از فرمان خداى عزّ و جلّ . حقّا كه خداى بنه گرداند آنچه بگروهى « 7 » تا بگردانند آنچه بتنهاى ايشان ؛ « 8 » و چون خواهد خداى عزّ و جلّ بگروهى بدى نيست باز دارنده او را ، « 9 » و نيست ايشان را از بيرون او هيچ نگاهبانى « 10 » *
12 - و اوست آنك بنمايد شما را برق - ترسى را ، يعنى مسافر ، و
هامش
( 1 ) - و هر گروهى را راه نمايست . ( خ ) - و مر هر گروهى را راه نماينده است يعنى پيغمبرى . ( صو )
( 2 ) - آنچه بار برگيرد . ( صو ) - آنچه برگيرد . ( خ )
( 3 ) - و آنچه بكاهد زهدانها . ( صو ) - و آنچه بكاهد اندر رحمها . ( نا )
( 4 ) - داناى نهانى و آشكارا بزرگوار و برتر . ( خ )
( 5 ) - و آنكه او باشد مىرود بشب و مىرود بروز .
( خ ) - وانكه او پنهان رود بشب و آنكه رود بروز . ( نا ) - و كسى كه پنهان شود بشب و بيرون آيد بروز . ( صو ) - در متن كلمهء « مستخف » ترجمه نشده .
( 6 ) - از پيش او . ( خ . نا ) - مر او را سپس يكديگر بندگاناند - گفتند معقبات سيصد و شصت فرشتهاند صد و هشتاد بشب و صد و هشتاد بروز - از پيش وى . ( صو )
( 7 ) - آنچه باشد بگروهى . ( خ . صو . نا )
( 8 ) - ايشان است . ( خ ) - ايشان باشد .
( صو . نا )
( 9 ) - باز زد مر او را . ( صو ) - بازداشت او را . ( نا ) - نباشد گردانيدن آن را . ( خ )
( 10 ) - هيچ خداوندى . ( نا ) - هيچ نگاهدارى . ( صو ) - هيچ گشتن .
( خ ) - ترجمهء : « وال »