تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
پس « 1 » آن گندم ايشان كه بايشان وفا كرده بود تمام بداد ، و زيادت ابن يامين را خاصه بداد همچندان كه ايشان را همه بداده بود . چون كارهاى « 2 » آن برادران همه ساخته شد ، بفرمود تا آن صاع پنهان كردند بميان گندم ابن يامين ، و ايشان را گسيذ « 3 » كردند . وز پس ايشان برفتند و منادى همىكردند كه صاع ملك بدزديدند و هر كى آن صاع باز دهد او را اشتروارى بار بدهم . و جز از آن با پسران يعقوب « 4 » كسها بودند بسيار كه بگندم خريدن آمده بودند ، و همه بارهاى ايشان آنجا بود ، و منادى بانگ كرد كه هيچ بار برمداريد تا صاع ملك پديد نيايد ، و آن كاروانيان همه متحيّر شدند ، و مرين فرزند يعقوب تهمه
هامش
( 1 ) - يوسف را بسراى اندر مهمان خانها بود بفرمود تا دو دو را بيك خانه فرو آوردند و ابن يامين تنها بماند ، او را با خويشتن فرو آورد ، و آن جفاهاى برادران همه ابن يامين را بگفت . پس . ( خ ) - يوسف را بخانه‌ها اندر ميهمان خانها بود ، بفرمود تا دو دو بميهمانخانها فرود آوردند ، و بفرمود كه ابن يامين را باز پس دارند . هم چنان بكردند و همه برادران را دو دو فرو آوردند ، و ابن يامين تنها بماند ، او را بر خويشتن فرو آورد و با او حديث ايشان مىكرد ، و ابن يامين را همه آگاه كرد و ايشان را هيچ گمانى نبود بدان كار . پس . ( صو ) - يوسف را بسراى اندر مهمانى خانها بود و بفرمود تا دو دو را بيك خانه فرود آوردند ، و بفرمود كه ابن يامين را باز پس داريد . هم چنان بكردند ، و همه برادران را دو دو فرو آوردند . چون ابن يامين تنها بماند او را بر خويش فرو آورد و با او حديثهاى ايشان همىكرد ، و آن جفاها كه با او كرده بودند ايشان ، همه ابن يامين را آگاه همىكرد و ايشان را هيچ گمانى نبود بدان كار . پس . ( نا ) ( 2 ) - و مر ملك مصر را صاعى بود زرين و گوهرها اندران نشانده بود قيمتى ، چنان كه بدان صاع آب خوردى . چون كارهاى . ( خ ) - . . . و گوهرها اندران نشاخته چنان سخت قيمتى كه بدان صاع آب خوردندى . چون كارهاى . ( نا ) - در نسخهء متن و نسخهء « صو » اين جمله افتاده است . ( 3 ) - گسيل . ( صو . خ ) - گسى . ( نا ) ( 4 ) - و جز از پسران يعقوب آنجا . ( خ )