تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
دهد تا ولايت مصر او را باشد . و رسولى بيرون كرده بود با دينارى بسيار ، و با آن رسول زهر قاتل فرستاده بود تا مگر [ به ] طمع دينار كسى او را زهر دهد . « 1 » پس اين رسول بمصر آمد و نامها داشت بملك مصر بكارها « 2 » ساخته بودند . و اين رسول را بخانهء پير زنى فرو آوردند . و مرين پير زن [ را ] « 3 » دو پسر بود . اين پير زن بنشستى هر زمانى پيش اين رسول ملك روم ، گله همىكردى از ملك مصر ، و همىگفت با پسران من چنين ستمها كند . پس اين رسول با اين پير زن آشنا شد . و مرين پير زن را چيز داد بسيار ، و به او حديث همىكرد بسيار . پس اين رسول يك روز قصّهء خويش بدان پير زن عرضه كرد ، و او را بگفت كه من بچه كار آمدم . و بگفت كه مرا ملك روم اينجا فرستاده است ، و با من زهر قاتل فرستاده است ، و هزار دينار بدادست تا هر كه اين زهر او را دهد من اين زر او را دهم ، و گر اين ولايت ملك روم « 4 » باشد او فرزندان ترا نيكو دارد . پس اين رسول اين پير زن را گفت تو هيچ كس شناسى كه اين كار بكند تا من اين هزار دينار او را بدهم . اين پير زن گفت من هيچ خلق ندانم و لكن اين كار خوان سلار ماست يا آن شراب‌دار كه طعام و شراب ملك بدست ايشان باشد . پس اين رسول كس برگماشت و هزار دينار سوى شراب‌دار فرستاد . شراب دار آن باز فرستاد ، گفت اين كار من نيست . پس اين رسول آن هزار دينار سوى خوان سلار فرستاد . خوان سلار بستد و بپذيرفت كه
هامش
( 1 ) - بطمع دينار كسى آن زهر او را دهد . ( صو . نا . خ ) ( 2 ) - بكارها كه . ( نا ) ( 3 ) - نسخ ديگر . ( 4 ) - روم را . ( نا )