تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
زليخا كرد گفت مرا پيدا آمد كه اين گناه ترا بودست . اكنون ازين كار توبه كن ، و باز گرد ، و از خداى آمرزش خواه . چنانك گفت عزّ و جلّ
وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ .
« 1 » پس علما گويند كه اندر همه جهان چهار كودك بودست كه بوقت شيرخوار « 2 » بسخن آمدند : « 3 » يكى اين بود كه يوسف را گواهى داد . و ديگر آن بود كه مر جرجيس عابد را گواهى داد . و سبب آن چنان بود كه اين جرجيس « 4 » عابد شب و روز بكوه اندر عبادت كردى بر نزديك شهرى كه آن را قبطين خواندند ، و اندر آن نواحى مردى بود گاوبان ، و آن بكاواره داشتى . « 5 » و زنى ازان شهر سوى آن گاوبان آمده بود ، و زان گاوبان بار گرفته بود ، و كودكى بياورد . پس اين زن را بگرفتند كه اين كودك از كجا آوردى . اين زن گفت كه اين كودك مرا از جرجيس عابد است . پس جرجيس را بياوردند كه حكم خداى برو برانند . خداى عزّ و جلّ آن كودك را بسخن آورد تا بزفان فصيح گفت ، مر جرجيس را هيچ رنج منمائيد كه من كودك فلان گاوبانم « 6 » . و سديگر آن دختر خربيل بود كه تابوت موسى كرد . و آن دختر خربيل دايهء فرعون بود . اين دايه سر دختر فرعون به شانه همىكرد « 7 » . شانه از دست آن دايه بيوفتاد ، گفت كور باد آنك خداى را نشناسد . دختر فرعون گفت تو جز از پدر من خداى ديگر شناسى .
هامش
( 1 ) - يوسف 29 ( 2 ) - شيرخورگى . ( نا ) - شيرخوارگى ( صو ) ( 3 ) - چهار كودك بود كه بگهواره اندر سخن گفت . ( خ ) ( 4 ) - جرجير . ( صو ) - جرجيز . ( نا . خ ) ( 5 ) - گاوبان كه گاوان را بكواره داشتى . ( نا ) ( 6 ) - اين جرجيز ازين كار بىگناه است . ( خ ) ( 7 ) - همى به شانه كرد . ( خ . صو . نا )