تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
پس او را بياوردند و منادى [ را ] اسپردند « 1 » و منادى من يزيد همىكرد كه كى خرد غلامى عبرانى به چندين دينار . پس مردمان بيامدند و همى فزودند تا قيمت او هم سنگ زر شد ، و هم سنگ مشك شد ، و هم سنگ عنبر شد . « 2 » پس اين عزيز مصر كه او وزير ملك مصر بود بهم سنگ اين چيزها بخريد ، و بخانهء خويش آورد . و او را زنى بود زليخا نام بود . او را بدان زن سپرد گفت او را نيكو دار كه ما را فرزند نيست ، باشد كه ما را منفعتى از اين باشد يا اين را بفرزندى گير [ يم ] « 3 » چنانك گفت عزّ و جلّ :
أَكْرِمِي مَثْواهُ ، عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً .
« 4 » پس يوسف بخانهء اين عزيز مصر همى بود . و اين زن كه زليخا نام بود مر يوسف را دوست گرفت ، چنانك صبرش نماند ، و يوسف هر زمانى از پيش خويش بيرون فرستادى بباغى يا بجايى مگر او را نبيند آسان‌تر بودش . « 5 » پس هيچ حيلت نماند او را . يوسف را بخوند « 6 » گفت ، من ترا چنين دوست دارم ، بايد كه فرمان من كنى . يوسف گفت معاذ اللَّه كه من اين كار نكنم ، كه اين خداوند من با من نيكويها بسيار كردست . « 7 » زليخا گفت اگر فرمان من كنى و گر نى ترا عذاب كنم . يوسف گفت معاذ اللَّه من هرگز اين كار نكنم . پس زليخا به او نخواست آمدن ، و چندين
هامش
( 1 ) - و بمنادى سپردند . ( نا . صو ) ( 2 ) - هم سنگ زر و هم سنگ مشك و هم سنگ حرير شد . ( خ ) - هم سنگ زر شد و هم سنگ سيم شد و هم سنگ مشك شد و هم سنگ ديباه حرير شد . ( نا ) - هم سنگ زر شد و هم سنگ مشك شد و هم سنگ عود شد . ( صو ) ( 3 ) - بفرزندى گيريم . ( خ . نا . صو ) ( 4 ) - يوسف 21 . ( 5 ) - چنان كه مى صبرش نبود و هر زمان او را از پيش خويش بيرون فرستادى گفتى باشد كه مر او را نبيند آسان‌ترش باشد . ( خ ) ( 6 ) - بخواند . ( خ ) ( 7 ) - كين خداوند براستاى من نيكويها كردست . ( خ )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 774 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى