تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
يوسف بسر چاه شدند تا كار يوسف بچه رسيد . يوسف را نيافتند ، و بچاه اندر بيامدند ، و اندرين كاروان « 1 » طلب كردندش تا بيافتند . پس گفتند اين بندهء ما است ، وز ما بگريختست ، امروز سه روز است تا ما اين را همىجوييم . و به زبان عبرانى مر يوسف را گفتند - چنانك آن مردمان ندانستند - كه تو بگوى ايشان را كه من بندهء ايشانم . پس گفتند اين را از من « 2 » بخريد . مالك بن ذعر او را ازيشان بخريد بلختى درم ، و آن درم بشمار ايشان را داد ، و آن درم بشمار بيست درم بود ، هر درمى چهل درم « 3 » بود . از بهر آن بشمار دادند كه بدان روزگار ترازو كمتر بود يوسف بدان درم نبهره بديشان فروختند . پس مالك بن ذعر يوسف را بدان « 4 » ده برادر بخريد . وز نيكوى كه يوسف بود بتهمت افتادند كه نه باز ايستند ، قرطاس بياوردند و قباله بنبشتند محكم ، و خط همه كاروانيان بستدند بدان قباله اندر . « 5 » پس برادران يوسف مالك را گفتند اين غلام گريخته پايست ، اين را استوار داريد تا نگريزد . مالك بندى بر پاى يوسف نهاد عليه السّلم ، و او را بمحمل اندر فكند ، و كاروان را گفت برداريد . و مالك و كاروان برفتند ، و برادران يوسف بازگشتند . پس گور مادر يوسف بجايگاهى بود كه گذر يوسف بدان جا بود .
هامش
( 1 ) - وزين كاروانيان . ( خ ) ( 2 ) - بگوى كه من بندهء ايشانم و گر نى ترا ازيشان بستانيم و بكشيم . پس يوسف گفت من بندهء ايشانم . پس گفتند اين را از ما . ( خ ) و در دو نسخهء ديگر به همين مضمون ، و شايد عبارتى از نسخهء متن افتاده باشد . ( 3 ) - بشمار بيست درم ، هر درمى بچهل درم . ( خ . نا ) - بشمار بيست درهم بود هر درمى چهل درهم . ( صو ) ( 4 ) - ازان . ( نا ) ( 5 ) - و قباله نبشتند محكم و به خط همه كاروانيان فراستدند و خطهاى برادران يوسف همه فراستدند بدان قباله اندرو استوار كردند . ( نا ) - و در نسخ ديگر اين عبارت نيست .