تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
پرهيزكاران * « 1 » 58 - و آمدند برادران يوسف و اندر شدند بر او و بشناخت ايشان را و ايشان او را منكر شدند « 2 » * 59 - و چون جهاز كردشان برهن ايشان ، گفت : بياريد به من برادرى از شما از پدر شما نه مىبينيد كه من تمام دهم پيمانه و من بهتر فرستادگانم ؟ « 3 » * 60 - و اگر نه بياريد به من او را نيست كيل شما را نزديك من ، و نه نزديكى كنيد با من * « 4 » 61 - گفتند : تنها نماند از او پدر او و ما كنندگانيم * « 5 » 62 - و گفت جوانان خويش را - چاكران - كه : بكنيد بضاعتهاى ايشان اندر رحلهاى ايشان « 6 » مگر ايشان بشناسند آن ، و چون « 7 » باز گردند سوى گروه ايشان مگر ايشان باز آيند * 63 - و چون باز آمدند سوى پدر ايشان ، گفتند : يا پدر ما باز
هامش
( 1 ) - و بودند كه بپرهيزيدند . ( خ ) ( 2 ) - نشناختند . ( خ . صو ) ( 3 ) - چون ساخت ايشان را بارهاى ايشان ، گفت به من آريد برادر شما را از پدر شما ، همى نه بينيد كمن تمام كنم پيمانه و منم بهتر فرو آرندگان . ( خ ) و چون بساخت ايشان را بارهاى ايشان ، گفت بياوريد به من برادرى شما راست از پدرتان ، اى همى نبينيد كمن تمام همى دهم پيمانه و من بهتر نزل دهانم . ( نا ) - و چون كسى كرد ايشان را با بارهاى ايشان گفت بياريد به من برادرى مر شما راست از پدر شما آيا همى نبينيد كه من همى تمام نمايم پيمانه را و من بهترين فروآورندگانم . ( صو ) ( 4 ) - و مه نزديك آئيد به من . ( نا ) ( 5 ) - گفتند بخواهيم و را از پدر وى و ما اين بكنيم . ( صو ) - گفتند بخواهيم او را از پدر او و مائيم كنندگان . ( خ ) - گفتند اندر خواهيم از وى از پدرش را و ما بكنيم آنچه همى گويى . ( نا ) ( 6 ) - و گفت مر خدم خويش را بكنيد كالاء ايشان اندر ميان بارهاى ايشان . ( نا ) - گفت يوسف مر جوانمردان خويش را بكنيد اخريان ايشان اندر بارهاى ايشان . ( صو ) - گفت غلامان را كنيد اخريانهاى ايشان اندر بارهاشان . ( خ ) ( 7 ) - آن گاه . ( خ ) - چون . ( صو )