از آسمان ، وز زمين آب عذاب خواهم برآوردن ، و خلق را « 1 » عذاب خواهم كردن . پس جبريل عليه السّلام بفرمود تا آن درخت ساج ببريد ، و تخته كرد ، و او را بياموخت كه كشتى چگونه بايد كردن . « 2 » نوح به زمين كوفه و بخانهء « 3 » او اندر يكى تنور بود آهنين ، و چنين گويند كه آن تنور تنور آدم بوده بود عليه السّلم . خداى عزّ و جلّ با نوح وعده كرده بود كه علامت عذاب آنست كه زن تو همى نان پزد ، آب از درهء تنور بر جوشد . پس نوح آن درخت ساج بفكند ، و تختها بريد .
جبرايل او را بفرمود كه كشتى چگونه كن . و اوّل كسى كه كشتى كرد بجهان اندر اين كشتى نوح بود . چنانك گفت عزّ و جلّ :
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا
- الى الايه - « 4 » پس نوح كشتى همىكرد و چهل سال اندران بود تا آن درخت ساج بجاى « 5 » رسيد . چهل سال بكشتى اندر بود تا بكرد . « 6 » چون كشتى بكرد ، درازاى « 7 » كشتى هزار و دويست رش بود و پهناى كشتى سيصد و پنجاه رش « 8 » بود ، و بالاى كشتى هم چنان بود . و نوح مران كشتى را بسه طبق كرده بود . تو يك ديگر . طبق زيرين مر چهارپايان را بود ، و طبق ميانگين آدميان را بود ، و طبق زبرين مرغان را بود . پس خداى عزّ و جلّ گفت :
قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ .
« 9 » گفت گفتيم نوح را كه بردار اندر كشتى از هر جفتى دو .
هامش
( 1 ) - و اين خلق را . ( خ . نا )
( 2 ) - و بگفت او را كه كشتى چون بايد كردن . ( خ )
( 3 ) - نوح به زمين كوفه بود ويخانهء . ( خ . نا )
( 4 ) - هود ، 37
( 5 ) - بجاى خويش .
( خ )
( 6 ) - و چهل اندران كشتى بود تا بكرد . ( خ )
( 7 ) - درازنايى . ( صو )
( 8 ) - ارش . ( خ . صو )
( 9 ) - هود 40