تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
و مر نوح را « 1 » زنى بود كافره و بنوح ناگرويده و نوح را ازان زن چهار پسر بود يكى سام و ديگر حام و سديگر يافث و چهارم كنعان و اين كنعان هم از كافر بود « 2 » و هر چه نوح بكردى اين زن مر كافران را آگاه كردى از بهر آن كه ميل كافران داشتى . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ .
الى الايه . « 3 » و نوح عليه السّلام پيغامبرى بود مرسل و لكن از آسمان برو هيچ كتاب نيامده بود و او بران صحفها همى كار كرد كه بر آدم آمده بود و بر شيث بن آدم آمده بود . پس نهصد سال بگذشته بود او بميان آن قوم اندر و هيچ ازو نگرويدند . « 4 » پس نوح دعا كرد :
لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً .
الى الاية . « 5 » گفت يا رب هيچ را « 6 » دست باز مدار ازين كافران به روى « 7 » زمين كه اگر دست باز دارى ايشان را بىراهى « 8 » كنند بندگان ترا و نزايند مگر فرزندان فاجر . « 9 » پس خداى عزّ و جلّ دعاى نوح بشنيد و بفرمود مر نوح را كه درخت ساج به كار ، و درخت ساج بچهل سال بجاى خويش رسد . نوح بدانست كه ايشان را عذاب نيايد تا چهل سال . پس نوح درخت ساج بكاشت و هم چنان بود و خلق را بخداى عزّ و جلّ همى خواند . چون چهل سال تمام شد آن درخت برسيد . خداى عزّ و جلّ جبرايل را بفرستاد تا نوح را آگاه كرد كمن عذاب خواهم فرستادن
هامش
( 1 ) - و اين نام آن پنج بت است كه بروزگار بيورسب همىپرستيدند ، ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر . و مر نوح را . ( خ ) ( 2 ) - هم كافر بود . ( نا . صو ) - كنعان كافر بود . ( خ ) ( 3 ) - التحريم 10 ( 4 ) - از بودن نوح بميان قوم اندر ، هيچ كس به دو نگرويدند . ( خ ) - از بودن او بميان آن قوم اندر . و هيچ خلق ازيشان همى نگرويد . ( نا ) ( 5 ) - نوح 26 ( 6 ) - هيچ كس را . ( خ . نا ) ( 7 ) - بر روى . ( خ . نا . صو ) ( 8 ) - بىراه . ( خ . نا ) ( 9 ) - كافر . ( خ ) - فاجر و كاخر . ( نا )