نصيب ايشان بجز كاسته « 1 » *
110 - و بدرستى كه بداديم موسى را كتاب اختلاف كرده شد اندران « 2 » ، و اگر نيستى سخنى پيش كرده شد « 3 » از خداى تو گزارده شد « 4 » ميان ايشان ، و كه ايشان اندر گمانىاند از او به گمان شده *
111 - و كه همه چون [ تمام دهدشان ] « 5 » خداى تو كردارهاى ايشان كه او بدانچه مىكنند آگاه است *
112 - راست ايست - چنان كه فرموده شد - و هر كى توبه كند « 6 » با تو ، و مه گردن كشيد ، كه او بدانچه مىكنيد بينا است *
113 - و مهگراييد « 7 » سوى آن كسها كه ستم كردند كه برسد بشما آتش ، و نيست شما را از بيرون خداى عزّ و جلّ هيچ دوستانى ، پس نه نصرت كنند شما را « 8 »
114 - و بپاى داريد نماز به دو طرف روز و ساعتى پس ساعتى از شب ، كه نيكيها ببرد بديها ، و آن ياد كرديست ياد كاران را « 9 » *
هامش
( 1 ) - مباش اندر گمان زانچه مىپرستند اينان مگر آنچه پرستند پدران ايشان از پيش ما تمام بدهيم ايشان را برخ ايشان ناكاسته . ( خ )
( 2 ) - نامه - يعنى توريت - ناهموار شدند اندر وى . ( صو )
( 3 ) - سخنى كه پيش شد . ( خ )
( 4 ) - گزارده آمدى . ( خ . با ) - حكم كرده شدى . ( صو )
( 5 ) - و هر تنى را هر اينه تمام دهدشان . ( صو ) - و در متن كلمهء « لنوفينهم » معنى نشده است .
( 6 ) - راست بباش چنان كه فرموده آمدى و هر كه توبه كرد . ( خ )
( 7 ) - مه ميل كنيد . ( خ )
( 8 ) - از بيرون خداى از خداوندى ، پس نه يارى كندتان . ( خ ) - از فرود خداى هيچ دوستان پس نه يارى كنند شما را . ( نا )
( 9 ) - و بپاى دار نماز بر كنار روز و نزديكى از شب كه نيكيها ببرد بديها را آنست پندى پند گيرندگان را . ( خ ) - و بپاى دار نماز را به دو كنارهء روز و پارههايى از شب كه نيكيها ببرند بديها ، اين پندى است مر پند گيران را . ( صو ) - و بپاى دار نماز دو كنار روز - نماز شام و نماز خفتن - يعنى نماز بام و نماز ديگر - و نزديك از شب كه نيكيها ببرند زشتىها ، اينست پندى ياد كنندگان را . ( نا )