نيست فرمان فرعون خردمند « 1 » *
98 - بيستند ( ؟ ) گروه او روز قيامت ، اندر آورندشان به آتش ، و بدست اندر آوردن آن و آوردگاه ! * « 2 »
99 - و متابعت كردند اندر اين جهان نفرينى و روز قيامت . و بدست آن عطا و عطا كردن « 3 » *
100 - آنست از خبرهاى آن دهان قصّه مىكنيم آن بر تو ، ازان ايستاده و دروده « 4 » *
101 - و نه ستم كرديم با ايشان و لكن ستم كردند بتنهاى ايشان را ، كه بىنيازى كرد از ايشان « 5 » خدايان ايشان آنك مىخوانند از بيرون خداى عزّ و جلّ از چيزى « 6 » چون آمد فرمان خداى تو ، و نه افزود ايشان را جز زيان كارى « 7 » *
هامش
( 1 ) - راه نماينده . ( صو ) - نيك . ( خ . نا )
( 2 ) - پيش رود گروه خويش را روز رستاخيز ، بياردشان به آتش و بد جاى آمدنگه است كه آنجا آيند . ( صو ) - مىپيش كند گروه او را روز رستخيز ، اندر آرد ايشان را بر آتش ، و بدست اندر آمدن و اندر آمده .
( خ ) - هم اندر پيش قوم خويش روز رستخيز تا اندر آردشان به آتش و بدست اندر شدن اندر شده . ( نا ) ، و ترجمهء متن ظاهرا درست نيست .
( 3 ) - و بدم فرستاده شد ايشان را اندرين جهان لعنتى و روز رستخيز ، بد عطائى است داده . ( صو ) - . . .
بدست يار و يارى كننده او را . ( نا ) . . . بدست يار كردن يارى كرده . ( خ ) - ترجمهء :
« بئس الرفد المرفود »
( 4 ) - آنست از خبرهاى ديهها كمى برخوانيم بر تو ، از آنست بر جاى بوده و هست نيست شده . ( خ ) - اينست از خبرهاى ديهها همى خبر دهيم بر تو ، ازان ديهها هست بر پاى و افتاده . ( صو ) . . . از آن هست ايستاده و افتاده . ( نا )
( 5 ) - نه سود كرد زيشان ( خ ) - سود نداشت ازيشان . ( صو ) ، و ترجمهء متن ظاهرا اشتباه است .
( 6 ) - از فرود خداى هيچ چيز . ( نا )
( 7 ) - و نفزود ايشان را مگر هلاكى . ( خ ) - و نه افزودشان بجز هلاك كردن . ( صو ) - و نه فزود ايشان را جز هلاك كردن . ( نا ) - ترجمهء : « و ما زادوهم غير تتبيب »