ستونى سخت ! *
81 - گفتند : اى لوط ما پيغامبران خداى توايم ، نه رسند سوى تو ، ببر گروه خويش را بپارهاى از شب مانده ، و مه باز نگرداد از شما يكى « 1 » - مگر زن تو كه عذاب برسد او را آنچه رسد بديشان « 2 » - كه وعدهگاه ايشان بامداد است ، نيست بامداد نزديك ؟ *
82 - و چون آمد فرمان ما كرديم زبر ايشان زير ايشان ، و بباريديم بر ايشان سنگهااى سخت از دوزخ يك بر ديگر « 3 » *
83 - نشان كرده نزديك خداى تو ، و نيست آن از ستم كاران دور « 4 » *
84 - و سوى مدين برادر ايشان « 5 » شعيب ، گفت : اى گروه بپرستيد خداى عزّ و جلّ را ، كه نيست شما را هيچ خداى بجز او ؛ و مه كم كنيد قفيز و ترازو « 6 » كه من بينم شما را بنيكى ، و من مىترسم بر شما از عذاب روزى با سياست « 7 » *
85 - و اى گروه تمام كنيد قفيز و ترازو بداد و راستى ، « 8 » و مه كاهيد مردمان را چيزهاى ايشان ، و مهرويد اندر زمين تباهكاران *
86 - آنچه بمانده است خداى « 9 » بهتر شما را - اگر هستيد گرويدگان - و نيستم من بر شما نگاهبان *
هامش
( 1 ) - و سپس منگراد از شما كس . ( صو ) - تا باز نگردد از شما كسى . ( خ )
( 2 ) - برسد او را آنچه رسد ايشان را . ( خ )
( 3 ) - بر هم نهاده . ( خ ) - اندر هم پيوسته . ( صو ) - يك بر ديگر نهاده . ( نا ) - ترجمهء : « منضود »
( 4 ) - نشان كرده نام هر كس نزد خداوند تو و نيست آن سنگ از بيدادگران - يعنى نهندگان شهوت بىجايگاه - دور .
( صو ) ، و نسخ ديگر با متن مطابق است .
( 5 ) - و سوى مدين برادرشان را . ( خ )
( 6 ) - و مهكاهيد پيمانه و ترازو را . ( خ . صو . نا )
( 7 ) - گرداندر گيرنده . ( صو ) - كه اندر گرفته است . ( نا ) - در گرفته . ( خ ) - ترجمهء : « محيط »
( 8 ) - وفا كنيد پيمانه و ترازو براستى . ( خ )
( 9 ) - ماندگيهاى خداى . ( خ )