18 - و كى ستم كارتر از انك فرا يابد « 1 » بر خداى عزّ و جلّ دروغ ؟
ايشان را مىعرضه كنند « 2 » بر خداى ايشان ، و گويند گواهان « 3 » كه :
ايشانند آن كسها كه دروغ گفتند بر خداى ايشان ، كه هست نفرين خداى عزّ و جلّ بر ستم كاران * « 4 »
19 - آن كسها كه مىبرگردند از راه خداى ، و مىجويند آن را كژى ، « 5 » و ايشان بدان جهان ايشان كافرانند *
20 - ايشان نه بودند « 6 » عاجز كنندگان اندر زمين و نيست و نه بود « 7 » ايشان را از بيرون خداى هيچ دوستانى ، مىافزايند ايشان را عذاب ، نه بودند مىتوانستند شنودن و نه بودند مىديدند « 8 » *
21 - ايشانند انكسها كه زيان كردند تنهاى خويش را و گم شد از ايشان آنچه بودند مىفرايابند « 9 » *
22 - نيست حقّا كه ايشانند اندران جهان ايشان زيان كارترين *
23 - حقّا كه آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها و چون باز گردند « 10 » سوى خداوند ايشان ، ايشاناند خداوندان بهشت ايشان اند آنجا جاودانه *
24 - داستان دو گروه چون نابينا و كر و بينا و شنو [ ا ] ؛ هام سان
هامش
( 1 ) - بسازد . ( صو ) - گويد . ( خ ) - فرا بافد . ( نا )
( 2 ) - مىعرضه كرده آيند . ( خ )
( 3 ) - گوايان . ( نا ) - گواهان . ( خ ) - حاضران يعنى پيغامبران و مؤمنان و فرشتگان .
( صو ) - ترجمهء : « اشهاد »
( 4 ) - بدان كه نفرين خدايست بر كافران . ( خ )
( 5 ) - كورى . ( خ . نا )
( 6 ) - ايشانند كه نباشند . ( خ . نا )
( 7 ) - و نباشد . ( خ . نا )
( 8 ) - بفزايد ايشان را عذاب آنچه بودند مىكردند و نتوانند شنيدن و آنچه نبودند كه ببينند . ( خ )
( 9 ) - مىدروغ گفتند . ( خ )
( 10 ) - و تضرع و زارى كردند . ( نا ) - و زارى كنند . ( خ ) - و فروتنى كردند . ( صو ، ابو الفتوح ) - ترجمهء : « اخبتوا »