تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
35 - يا مىگويند فرابافت [ آن ] ؟ بگو : كه فرا بافتم آن بر من است گناه كر [ دن ] خويش ، « 1 » و من بيزارم از آنچه گناه مىكنيد * 36 - وحى كرده شد سوى نوح كه آن « 2 » نه گرود از گروه تو مگر آنكه بدرستى بگروند [ نوميد مباش ] « 3 » بدانچه بودند وحى كردند * 37 - و بكن كشتى بچشمهاى ما و وحى ما ، و مه مخاطبت كن با من « 4 » اندر آن كسها كه ستم كردند ، كه ايشان غرقه شوند * 38 - و بكرد كشتى و هر چند برفتندى بر او گروهى از گروه او ، افسوس كردند او را ، « 5 » گفت نوح كه : اگر افسوس كنيد از ما ما افسوس كنيم از شما چنان كه افسوس مىكنيد ، زود بود كه بدانيد * 39 - آنك آيد به دو عذابى رسوا « 6 » كند او را و فرود آيد بر او عذاب هميشگى * 40 - تا چون آيد فرمان ما و بر جوشد تنور ، « 7 » گفتيم : بردار اندران از هر جفتى دو ، و هلاك شد مگر آنك پيشى كرد بر او گفتار « 8 » و آنك بگرويد ، و نه گرويد با او مگر اندكى *
هامش
( 1 ) - يا گويند مى بدروغ گويد آن را ، بگو مىبدروغ گويم آن را بر منست گناه‌كارى من . ( خ ) - بگو اگر خود ساخته باشم اين را بر من است گناه كردن من . ( صو ) ( 2 ) - « آن » ظاهرا زايد است . ( 3 ) - كمى نه گروند از گروه تو مگر آنكه گروند نوميد مباش . ( خ ) - در متن « فلا تبتئس » معنى نشده است . ( 4 ) - و بكن كشتى بديدار ما و فرمان ما و سخن مگوى با من . ( خ . صو ) ( 5 ) - همى كرد كشتى و هر گاه كه برفت بر او گروهى از گروه او مىافسوس كردند از او . ( خ ) - و بكرد كشتى و هر گه بگذشتى بر وى گروهى از مردمان وى ، فسوس كردندى ورا . ( صو ) ( 6 ) - خوار . ( خ ) ( 7 ) - تا آن گاه كه آمد فرمان ما و برآمد آب از تنور . ( خ ) ( 8 ) - و نيز كسهاى ترا مگر آنكه پيش رفته آمد بر او گفتارى . ( خ ) - و كسهاى خويش را مگر آنكه پيشى كرد بر او گفتار . ( نا ) - و كسهاى خويش را مگر آن كسى كه پيش رفت بر وى گفت يعنى وعدهء عذاب . ( صو ) - در متن « اهلك » را « هلاك شد » ترجمه كرده است و غلطى است آشكارا .