تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
8 - و اگر باز داريم « 1 » از ايشان عذاب سوى گروهى شمرده گويند كه : نه باز دارد آن ، و نه آن روز آيد بديشان نيست گردانيده از ايشان ، و اندر رسد « 2 » بديشان آنچه بودند و بدان افسوس همىكردند * 9 - و اگر بچشانيم مردم را از ما رحمتى پس بيرون كنيم آن از او كه او نوميد و ناسپاس است « 3 » * 10 - و اگر بچشانند او را نعمتها پس زيان و سختى رسيده [ او را ] گويد : ببرد بديها از من و او شاد بود و خويشتن ستاينده « 4 » * 11 - مگر آن كسها كه شكيبايى كردند [ و كردند ] « 5 » بنيكيها ، ايشانند كه ايشانراست آمرزشى و مزدى بزرگوار * 12 - مگر تو گزارندهء برخى آنچه وحى كرده شد سوى تو و تنگ كننده بدان دل تو كه ، « 6 » گويند : چرا نه فرو فرستاده شد برو گنجى يا آمدى با او فريشته‌اى ، كه تو اى « 7 » بيم كننده‌اى ، و خداى عزّ و جلّ
هامش
( 1 ) - اگر باز بريم . ( خ ) - و اگر باز پس برديم . ( نا ) - و اگر سپس داريم . ( صو ) ( 2 ) - تا بوقتى و روزگارى شمرده گويند : چه همى باز دارد آن را ؟ بدانيد كان روز كه بيايدشان نيست بازگشت ازيشان و اندر رسد . ( نا ) - سوى گروهى شمرده گويند : چه بازداشت او را ، بدان آن روز كه بيايدشان نباشد گردانيده ازيشان و اندر رسد . ( خ ) - تا وقتى شمرده بگويند : چه همى باز دارد آن را . بدانند ، آن روز كه آيد بايشان نباشد باز گردانيده ازيشان و فرود آيد . ( صو ) ( 3 ) - پس بيرون آوريم آن را از آن ، اوست نوميد و نسپاس . ( خ ) - پس كنيم آن نعمت از او كه او نوميدست و ناسپاس . ( نا ) ( 4 ) - اگر بچشانيم او را نعمتها از پس زيانها كه برسد او را ، گويد بشد بديها از من او باشد شادان و فخر كننده . ( خ ) - و اگر بچشانيم وى را نيكوى و فراخى سپس تنگى و سختى كه رسيده باشد بوى ، گويد رفت بديها و سختيها از من وى شادى كننده باشد و نازنده . ( صو ) ( 5 ) - نسخ ديگر . ( 6 ) - تا مگر تو دست بدارى برخى آنچه مى وحى آمد سوى تو و تنگ ببود بدان دل تو كه . ( خ ) - مگر تو دست باز دارى برخى از آنچه وحى كرده‌اند سوى تو و تنگ شود بدان دل تو كه . ( نا ) ( 7 ) - كتوى تو . ( خ ) - كه هستى تو . ( نا )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 707 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى