تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
همى ياد كند آن سه تاريكى بود : يكى تاريكى دريا ، و يكى تاريكى اشكم ، و سديگر تاريكى شكم ماهى ديگر . « 1 » پس خداى عزّ و جلّ برو رحمت كرد و ببخشود . آن ماهى پس از آن بچهل روز كه بر شكم ماهى اندر داشته بود بيامد ، و بر كنار آن دريا برآمد ، آنجايگاه كه يونس اندر كشتى نشست ، و يونس را از گلو برآورد بر لب دريا بنشاند ، يونس هم چنان گشته بود چون كودكى كز مادر بزايد . خداى عزّ و جلّ فرمان داد ، وحى فرستاد سوى آهوى بشير ، تا هر روزى دو بار بيامدى و يونس را شير دادى . و اين وحى كه سوى آهوى فرستاد نه چنان بود كه جبرايل عليه السّلم يا فريشته‌اى سوى آن آهوى فرستادى ، و لكن اين چنانست كه خداى گفت :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً .
« 2 » گفت وحى فرستاد خداى سوى ملخ « 3 » انگبين ، اين وحى نه وحى آمدن جبريل است . و نيز ديگر جاى گفت :
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ .
« 4 » اين هم وحى الهام باشد نه وحى آمدن فريشته . پس اين آهو شير همى داد يونس را هر روزى دو بار . پس يونس را از آن آفتاب رنج بود ، و آنجا درختى بود خشك شده ، خداى عزّ و جلّ كدو بروا برويانيد « 5 » ، برآمد و بباليد ، و بران درخت بر شد ، و بر يونس سايه كرد تا يونس بدان سايه درخت اندر همى بود تا لختى قوت گرفت ، پس خداى عزّ و جلّ گفت :
هامش
( 1 ) - يكى تاريكى دريا ، و ديگر تاريكى شكم ماهى ، و سه ديگر تاريكى شكم ماهى ديگر . ( خ ) ( 2 ) - النحل 168 ( 3 ) - منج انگبين . ( خ . نا ) - ملخ انگبين . ( صو ) ( 4 ) - القصص 7 ( 5 ) - برو . ( خ . صو ) . ظاهرا متن بايد چنين باشد : « كدو بر او برويانيد »