تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
مردمان بدانيد كه بدين كار گناه‌كار من‌ام كه من بر قوم خويش عذاب خواستم ، وانگه بگريختم . ايشان گفتند تو پيغامبر خدايى ما چنين نكنيم . پس آن ماهى سخت همى جنبانيد آن كشتى ، « 1 » همىخواست كه غرقه شود . ايشان گفتند قرعه زنيد . بزدند ، قرعه بيونس آمد و يونس خود دانست كه آن از جهت اوست . پس هفت بار قرعه زدند و هر هفت بار بيونس آمد . پس يونس برخاست و بتن خويش بلب كشتى آمد . آن ماهى از جايگاه بيامد ، و دهن پهن باز كرد ، و آن مردمان او را بيرون انداختند ، و آن ماهى او را بر ربود ، و فرو برد ، و هيچ اندام از آن يونس نيازارد . چون يونس به شكم ماهى اندر افتاد دانست كه خطا كرده ، و بدان شكم ماهى تسبيح و تهليل همىكرد ، چنانك گفت عزّ و جلّ :
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ
- الى قوله -
إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ .
« 2 » پس هم چنان يونس به شكم ماهى اندر همى بود چهل روز ، آن ماهى يارا [ ى ] آن نداشت كه هيچ اندامى از آن يونس بيازردى . گروهى گويند از علما ، خداى عزّ و جلّ ماهى ديگر فرمان داد تا آن ماهى را كه يونس بر شكم او اندر بود ، آن ماهى را بگرفت و فرو برد بگلوا « 3 » از بهر آن تا آن ماهى طعامى يا شرابى بخورد كه يونس را از آن رنجى نرسد . و تسبيح و تهليل به شكم ماهى اندر ، اين بود كه خداى عزّ و جلّ گويد :
فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ ، سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ .
« 4 » و گفته آمد اين ظلمات كه خداى عزّ و جلّ
هامش
( 1 ) - كشتى را . ( خ . نا ) ( 2 ) - الصافات 144 - 143 ( 3 ) - در نسخ ديگر : بگلو ، و رجوع شود به چند سطر بعد . ( 4 ) - الانبياء 87
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 689 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى