مردمان بر تنهاى خويش ستم همى كنند *
45 - و آن روز كه برانگيزيم ايشان را گويى كه نه ماندند مگر ساعتى از روز مىشناسند « 1 » يك ديگر را ميان ايشان ، بدرستى كه زيان كردند آن كسها كه بدروغ داشتند ديدار خداى عزّ و جلّ و نه بودند راه يافتگان *
46 - و ما بنماييم « 2 » برخى آنك وعده كرديم ايشان را يا بميرانيم ترا كه سوى ماست بازگشت ايشان ، پس خداى عزّ و جلّ گواهست بر آنچه مىكنند *
47 - و هر امّتى را پيغامبرى است و چون بيامد پيغامبر ايشان گزارده شود « 3 » ميان ايشان بداد و راستى و ايشان نه ستم رسيده شوند *
48 - و گويند : كى بود اين وعده اگر هستيد راست گويان ؟ *
49 - بگوى كه : نه پادشاهى دارم تن خويش را سودى و نه زيانى « 4 » مگر آنچه خواهد خداى عزّ و جلّ ، هر گروهى را مدّتى است « 5 » و چون بسر آيد آن مدّت ايشان نه باز پس دارندشان ساعتى و نه پيش دارندشان « 6 » *
50 - بگو : ديد [ يد ] اگر آيد « 7 » بشما عذاب او بشب يا بروز چيست آنچه شتاب كنند ازان گناه كاران ؟ *
هامش
( 1 ) - آشنايى همىدهند . ( خ . نا )
( 2 ) - و اگر بنماييم ترا . ( خ . نا )
( 3 ) - و هر گروهى را پيغامبريست چون بيايد پيغامبرشان گزارده آيد . ( خ )
( 4 ) - بزيانى و نه بسودى . ( خ ) - در متن هم بايد « زيان » مقدم بر « سود » باشد : ضرا و لا نفعا .
( 5 ) - مر هر گروهى را و قومى را زمانه است . ( صو ) - هر گروهى را وعده است . ( خ )
( 6 ) - نه باز مانند زمانى و نه پيش شوند . ( خ )
( 7 ) - بگو اگر ببينيد اگر آيد . ( خ ) - بگو چه بينيد اگر بيايد . ( صو )