32 - اينستتان خداى خداوند شما براست ، چيست از پس راستى مگر گم شدگى ؟ « 1 » چگونه مىصرف كنند ؟ * « 2 »
33 - چنان واجب شد « 3 » سخن خداى تو بر انكسها كه تباه راهى كردند « 4 » كه ايشان نمىگروند *
34 - بگو كه : هست از شريكان شما آنك بيافريدند خلق را پس بازگرداند آن ؟ بگوى : خداى عزّ و جلّ بيافريد خلق را پس بازگرداند - يعنى زنده كند ديگر بار - ، چه گونه مىدروغ گويند ؟ « 5 » *
35 - بگو : كى از انبازان شما آنك راه نمايد سوى راستى و حقّ ؟
بگوى : خداى راه نمايد سوى حق و راستى . كى راه نمايد سوى راستى و حق سزاوارتر كه متابعت كنند كه آنك نه راه نمايد مگر آنكه راه نموده شود ؟ چيست شما را چگونه حكم كنيد ؟ « 6 » *
36 - و نه متابعت كنند بيشترى زايشان مگر گمانى كه گمانى نه باز دارد از حق چيزى ، « 7 » كه خداى داناست بدانچه مىكنند *
37 - و نه بود اين قرآن كه فرا يافتند از بيرون خداى « 8 » ، و لكن
هامش
( 1 ) - بىراهى . ( خ . نا ) - گم راهى . ( صو )
( 2 ) - از كجا مىگرداندتان ؟ ( خ ) - چگونه مىبگرداند شما را ؟ ( نا ) - از كجا ناهمى باز گرداند ؟ ( صو )
( 3 ) - همچنين واجب شد . ( خ . صو ) - چنين درست شد . ( نا )
( 4 ) - تباهى كردند . ( خ ) - كافر شدند . ( نا ) - بىفرمانى كردند . ( صو )
( 5 ) - بگو : هست از هنبازان شما آغاز كند آفرينش پس ديگر باز كند آن را ؟ بگو خدايست آغاز كند آفرينش پس ديگر باز كند آن را . از كجا همى برگرداندتان ؟ ( خ )
( 6 ) - بگوى : هيچ هست از انبازان شما كسى كه راه نمايد سوى راستى ؟ بگوى : خداى راه نمايد مر راستى را . پس آن كسى كه راه نمايد سوى راستى سزاوارتر كه بدم روند ، يا آنك نداند مگر كه راه نمايندش . چه بودست شما را چگونه همى داور باشيد ؟ ( صو )
( 7 ) - مگر گمان را ، كه گمان نسود كند از راستى چيزى . ( خ )
( 8 ) - كه بدروغ گفته آيد از بيرون خداى . ( خ )