تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
سوارى را دو بهره و پياده را يكى بهر . « 1 » خبر بمردمان طايف و مردمان آن حصارها برسيد . ايشان مالك را گفتند ما بدين حصار چگونه باشيم كه محمّد زنان و فرزندان و خواستهء ما را اكنون بر ياران همىبخشد . مالك گفت هر كى از شما خواهد كه سوى محمّد شود ، گوى بشويد . پس همى رفتند ، صدگان و دويستگان ، و پيش پيغامبر صلّى اللَّه عليه همى آمدند ، و مسلمان همىشدند . مالك گفت اگر ما را محمّد زينهار دهد من نيز بزينهار او آيم . پيغامبر صلّى اللَّه عليه اين خبر بشنيد ، هر كى بيامد و مسلمان شد زن و خواسته به دو باز داد و نيز بر سرى صد اشتر بخشيد او را ، و هزار مرد او را بخشيد ، گفت « 2 » برو و طايف بگشاى و همه مسلمان كن . و آن مردمان كه بيامدند و مسلمان شدند خواسته و زن و فرزند ايشان باز داد ، و ديگر بر ياران قسمت كرد بسويّت . قسمت بو سفيان چنانك آمد بداد ، و بر سرى صد اشتر ديگر بدادش ، و مر از آن اشتر كه مر بو سفيان را داده بود يكى بود كمرش سيمين « 3 » داشت . و بو سفيان بنزديك حرب آمده بود « 4 » و چندين چيز او را بداد ، او اندر نهان بديها همى گفت بر پيغامبر عليه السّلم « 5 » و زنش ، بگفته آمد كه او بكافرى اندر چه كرد با پيغامبر عليه السّلم ، و كس را بر گماشت تا حمزه را
هامش
( 1 ) - بهره . ( خ ) ( 2 ) - بزينهار او آيم . پيغامبر اين خبر بشنيد و هر كه بيامد و مسلمان شد زن و فرزند و خواسته به دو باز داد ، گفت اگر مالك بيايد همه خواسته به دو باز دهم . پس مالك اين خبر بشنيد و او نيز بيامد پيش پيغامبر شد و مسلمان شد . پيغامبر همه خواسته به دو باز داد و نيز بر سرى صد اشتر بخشيد او را ، و سه هزار مرد او را داد گفت برو و طايف را بگشاى . ( خ ) ، و از متن اين جمله از قلم كاتب افتاده است . ( 3 ) - يكى بود كمرس زرين . ( صو ) - يكى بود كه مرس سيمين . ( نا ) - مرس : ريسمان و طناب : امراس المركب و اطنابه . ( المنجد ) ( 4 ) - و بو سفيان به نزديكى حرب بيامده بود . ( صو ) - و بو سفيان هيچ فراز حرب نيامده بود . ( نا ) ( 5 ) - و اندر نهان پيغامبر را دشنام و بدى مىگفت . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 661 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى