تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
شوى و فرزندان او را پيش پيغامبر آوردند ، و پيغامبر ايشان را بنواخت و زان غنيمتها ايشان را بسيارى بداد ، و ايشان را بدست ثقتى اندر نهاد تا بنى سعد « 1 » بردند ايشان را ، و هر كى از بنى سعد بياورده بودند بنواخت و دست باز داشت و چيز داد و بنيكوى گسيذ « 2 » كرد . و اين سپاه كافران بهزيمت روى بطايف نهادند ، و ياران از پس ايشان اندر داشتند ، و همى كشتند ، و پيغامبر عليه السّلم از پس همى رفت با شمشير كشيده و همى گفت :
انا النبىّ لا كذب * انا ابن عبد المطّلب
اين نه شعرست كاين سخنى است بسجع ، و هرگز پيغامبر عليه السّلام شمشير نزده بود بدست خويش به هيچ حرب مگر بدين حرب . و همچنين همىرفتند از پس دشمن تا دشمن اندر كشيد دور اندر كشيد « 3 » . آن گاه باز جاى خويش باز آمد آنجا كه آن غنيمتها بود ، و آن بسيار بود و آنجا خلق بايست كه آن نگاه داشتى « 4 » . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه خواست كه آن غنيمتها قسمت كند ، ياران همانگه خبر آوردند كه مالك بن عوف سپاه گرد كرد از بنى ثقيف و به هوازن آمد ، « 5 » و بر كنار طايف آمد و آن حصار طايف را گرفته‌اند ، و مىگويند ما ديگر بار حرب كنيم چون عاجز آييم بحصار اندر شويم . و آن حصار طايف سخت استوار بود . پيغامبر صلّى اللَّه عليه چون اين خبر شنيد برخاست ، آهنگ طايف كرد ، و دو هزار مرد « 6 » بحنين دست بازداشت تا آن غنيمتها و زنان و فرزندان ايشان را نگاه دارند .
هامش
( 1 ) - تا ببنى سعد . ( نا ) ( 2 ) - گسيل . ( خ . نا ) ( 3 ) - تا دشمن دور اندر كشيد . ( خ . صو ) ( 4 ) - آن را بسيار كس بايست كه نگاه داشتى . ( خ ) ( 5 ) - و باز هوازن آمد . ( خ . نا ) ( 6 ) - و هزار و پانصد مرد . ( خ . نا ) - و دو هزار مرد . ( صو )