تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
- الى قوله عز و جل -
وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها .
« 1 » گفت شما غرّه شديد روز حنين ببسيارى سپاه ، و آن بسيارى شما هيچ سود نداشت و تنگ گشت آن زمين بر شما ، تا برگشتيد . پس فرو فرستاد خداى آرامشى ، و سپاه فرستاد بر شما كه نديديد آن را . و سبب اين حديث چنان بود كه چون سپاه پيغامبر صلّى اللَّه عليه از دور پديدار آمد سپاه دشمن همانگه صفها بركشيدند ، و روى بحرب كردند ، و آن امير ايشان را مالك عروه خواندند و مالك بن عوف خواندند « 2 » بفرمود تا سپاه همه جمله حرب كردند ، و بنخستين حمله سپاه مسلمانان روى بهزيمت با پس نهادند ، و سپاه دشمن شمشير اندر نهاد و مسلمان را « 3 » همىكشتند ، و پيغامبر صلّى اللَّه عليه بدان وقت كه به حرب فراز شده بود مر ياران خويش را - بخاصه آنچه مهاجر و انصار بودند - همه را جدا كرده بود ، و آنجا تلى بود چون افرازى بلند « 4 » . پيغامبر عليه السّلم گفت مر اهل مكّه را كه من از شما حرب نخواهم ، شما برويد و بر سر آن افراز بباشيد ، اگر ظفر ما « 5 » باشد شما خود همىبينيد ، و گر ظفر دشمن « 6 » باشد بارى كسى را با شما كار نبود . و بو سفيان را بر سر آن افراز كرده بود و خود با سپاه خويش روى بحرب كرده بود . چون اهل اين مكّه « 7 » نگاه كردند هزيمت بر سپاه پيغامبر بود . بو سفيان گفت ، آرى ! محمّد چنان دانست كه اين سپاه عرب همچون
هامش
( 1 ) - التوبة 25 - 26 ( 2 ) - و آن ملك ايشان را مالك العروه خواندند و مالك ابن عوف نيز خواندند . ( نا . صو ) - و آن امير ايشان مالك بن عروه بفرمود . ( خ ) ( 3 ) - اندر نهادند و مسلمانان را . ( خ ) ( 4 ) - افرازى بود بلند . ( خ ) ، نسخ ديگر با متن مطابق است . ( 5 ) - ظفر ما را . ( خ ) - ظفر مرا . ( نا ) ( 6 ) - دشمن را ( خ ) ( 7 ) - اين اهل مكه . ( صو . نا . خ )