تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
همه سپاه و ستوران سيراب شدند . و چون از تبوك بازگشتند پس تا بمدينه رسيدند ، منافقان به راه مزكتى كرده بودند نزديك بمدينه كه آنجا گرد آمدندى و حديث منافقى كردندى . چون پيغامبر صلّى اللَّه عليه نزديك آمد ، آن منافقان حديث اين مزكت او را بگفتند كه بايد تو كه پيغامبرى بدان مزكت ما آيى . پس پيغامبر خواست كه بدان مزكت رود همانگه اين آيت آمد :
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً
- الى قوله -
إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
« 1 » . گفت آن كسها كه مزكت كردند ببيچارگى و كافرى را و [ جدايى ] ميان مؤمنان و راه‌يابانى مران كسى را « 2 » كحرب كرد با خداى و رسول او ، و سوگند خوردند بدروغ بدين كنخواستيم مكر نيكوى ، خداى داند و مىگوايى دهد كه ايشان مىدروغ گويند . پس گفت :
أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ .
الى الايه « 3 » . گفت آن مزكت آتش است آنجا مرو . پيغامبر عليه السّلم همانگه على بفرستاد تا ان مزكت همه را بسوختند و ويران كردند ، و آن گفتار منافقان برخاست .

وقعهء حنين

و اين وقعت حنين آن وقت بود كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه بمكّه آمده بود ، و مكّه را گشاده بود ، و آنجا نشسته بود ، و مردمان همىآمدند و مسلمان همى شدند . پس آن بر عبد سخت آمد و هيچ دل « 4 » بران
هامش
( 1 ) - التوبة 107 ( 2 ) - بيچارگى و كافرى را و جدايى را ميان مؤمنان و راه‌يابى را آن كس كه . ( خ ) - به بيچارگى و كافرى و جدايى ميان مؤمنان و راه‌بانى مر انكسى را كه . ( صو ) - و زيان كردن و كافرى را و جدايى ميان مؤمنان و راه داشتن آن كسها را . ( نا ) ( 3 ) - التوبة 108 ( 4 ) - و آن دشوار آمد و سخت آمد اهل عرب را و هيچ گونه . ( نا ) - پس عرب را آن دشوار آمد و هيچ گونه دل . ( خ . نا ) - نسخهء « صو » نيز مطابق متن است و ظاهرا اشتباه است .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 653 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى