تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
راست باشد ، حكم به قتل او خواهد فرمود . فتحعليخان نتوانست دفع اتهام از خود كند و [ تنها ] معتذر به اين شد ؛ كه آنچه رسم بوده و ديگران قبل ازين كرده‌اند ، او نيز معمول داشته . پادشاه همانجا حكم به كشتن او كرد و نادر را به سردارى كل معين نمود . نادر بدون اينكه ، موافق رسم آنوقت ، اظهار عدم لياقت و قابليت كرده و استدعا نمايد تا او را معذور بدارند ، فورا قبول كرد . اين فقره در سنه 1728 ، مطابق سنه 1141 هجرى ، يك سال بعد از آنكه پادشاه نادر را بخشيده و داخل خدمت كرد اتفاق افتاد . نادر پس از وصول به اين مقام بلند ، چنان هنر و كفايت بىاندازه بيش از پيش ظاهر ساخت ، كه پادشاه امور قشون را كلا به او تفويض كرد و هيچ‌وقت در آنچه راجع به قشون بود مداخله نمىنمود . نادر به حسب اين اعتمادى كه به او شده بود ، مصمم گرديد به اصلاح امور قشون بپردازد . كسانى را ، كه گمان مىكرد به او دلبستگى ندارند ، بيرون كرد و كسانى را ، كه به او مايل بودند به جاى آنها گذاشت . هروقت كه پول به دست او مىرسيد ، حقوق سرباز را به دست خود مىداد و لباس آنها را به همان قيمت كه تمام ميشد ، با آنها محسوب مىداشت . بدينواسطه عموم را موافق خود كرد . بعد از آنكه آنچه مىخواست شد ، جز مقابله و دفع دشمن خيالى نداشت ، ولى قشون او ، كه بيش از پانزده تا بيست هزار نبودند ، براى حمله به عثمانيها كافى نبود ، اما بقدرى به حملات مختلف از اطراف به آنها زحمت رسانيد ، كه عثمانيها جرئت بيرون آمدن از اردوى خود [ را ] نداشتند و بالاخره [ عثمانىها رسولى ] نزد شاه طهماسب فرستاده ، تكليف كردند ، كه اگر جاهائى كه متصرف‌اند به آنها واگذار شود ، مصالحه كنند و ايران را به حال خود بگذارند [ تا ] ممالك خود را از افغان پس گيرد . شاه طهماسب جواب داد ، كه در اين باب ملاحظه خواهد شد و عجالة متاركه باشد ، تا جواب بعضى اظهارات دولت ايران ، از جانب سلطان عثمانى برسد . عثمانيها قبول كرده و قرار دادند [ كه ] زدوخوردى نكنند ، تا احكام ارباب عالى صادر گردد و حدود قشون آنها ، از يكطرف در همدان و از طرفى در تبريز و اردبيل قرار داده شد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 80 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى