تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
براى آنچه از او صادر شده بود توبيخ كرد ، ولى به نادر و اتباع او فرمود ، از تقصير شما گذشتم و يقين دارم كه رفتار آيندهء شما تلافى اعمال گذشته را خواهد نمود . نادر به قدرى كه توانست عذر تقصير خواست و بدرفتارى حكومت خراسان را نسبت به خود عرض كرد ؛ كه بعد از جنگ با تراكمه و غلبهء بر آنها ، در عوض تلافى خدمت ، او را از خدمت خارج نمودند و صدماتى را كه از عمو و اقوام به او رسيده بود و او را براى تحصيل معاش مجبور به راهزنى كرده بود ، عرض داشت و گفت : حال كه مرحمت و رأفت ملوكانه شامل حال من شده ، اميدوارم كه خود را شايستهء اين مرحمت نمايم . چون در آن وقت براى نادر موقع زياد بود كه رشادت و تدبير خود را ظاهر سازد ، چندى نگذشت كه منظور نظر پادشاه و تمام قشون شد . عثمانىها ، كه قبل از ورود نادر هميشه در جنگ غلبه مىكردند و گويا مصمم بودند كه دمار از روزگار ايرانيان برآرند و مملكت را ميان خود و افاغنه ، كه با آنها مصالحه و عهد دوستى بسته بودند ، تقسيم نمايند . حالا ، با آنكه چند مقابل از قشون ايران بيشتر بودند ، مكرر مغلوب و كشته مىشدند . در تمام جنگ‌ها و معارك ، نادر اگرچه منصب بزرگى نداشت ، پيش جنگ بود تا اين‌كه بالاخره پادشاه او را به درجهء سرتيپى رسانيد و دو نفر از صاحب منصبان معتبر را براى اين كار معزول كرد . در اين مقام نادر اغلب اوقات مىتوانست به حضور پادشاه برود ، چندى نگذشت كه خود را مورد مرحمت خاص نموده تنها كسى كه در مقابل نادر بود و اعتبارى داشت ، فتحعليخان قاجار بود . نادر در ظاهر با او اظهار كمال دوستى مىكرد ، ولى به اسباب چينى هواخواهان نادر ، پادشاه فتحعليخان را ، به مقام تحقيق آورد و از وضع قشون سؤال كرد . نادر حضور داشت ، عرض كرد كه من مدتى است از اغتشاش كارى كه مىشود مطلع هستم و اگر ترتيبى تازه در اداى حقوق قشون و نظم آن داده نشود ، تمام فرارى خواهند شد و حالا هم [ افراد لشگر ] از نرسيدن حقوق خود و از اينكه به اسامى مختلف از آنها كسر مىكنند شكايت دارند . پادشاه نسبت به فتحعليخان به شدت متغير شد و گفت ، اگر آنچه عرض شده است